ارژنگ حاتمی

در گذشته برخی بر این عقیده بودند که یک مرد بایستی پول بازویش را بخورد؛ و این روزها برخی معتقد هستند که یک مرد بایستی پول بازو و ایضا گردن کلفتش را بخورد! به‌همین خاطر تا چند سال پیش برخی از این انسان های گردن کلفت با شجاعت تمام دویاسه نفره با استفاده از یک قمه فردی را در کوچه ای تنگ و تاریک و خلوت خفت می‌کردند و هر چه داشت را با خود می بردند؛ البته با توجه به بالارفتن خرج و مخارج، این روزها این افراد شجاع تر شده و در خیابان های شلوغی همچون خیابان راهنمایی و جلوی چشم کسبه و شهروندان رهگذر نیز مشغول به انجام کار خود می شوند!

هرچند درآوردن پول از راه گردن کلفتی کاری سخت و طاقت فرساست اما متاسفانه برخی نشریات همچون روزنامه شهرآرا با وارونه نشان دادن واقعیت‌ها سعی در زشت نشان دادن درآوردن پول از راه گردن کلفتی می کنند و می خواهند طوری وانمود کنند که اگر در شهر از یک شهروند به زور پولش گرفته شد تقصیر بعضي‌هاست! حال «گرفته شدن پول یک نفر» و «نبود امنیت در شهر» چه ربطی به هم دارد چیزی است که باید از خود شهرآرایی ها پرسید!خب تقصیر «بعضي‌ها» چیست که همه شهروندان به هنرهای رزمی تسلط کافی ندارند و نمی توانند از مال و اموال خود نگهداری کنند!

لازم به یادآوری است سابق بر این روزنامه شهرآرا آن‌قدر به سبزی های بی‌گناه کشف رود که تنها جرمشان آلوده و غیربهداشتی بودن بود گیر داد تا اینکه کشف رود منهدم و نان یک عالمه آدم سودجو آجر شد!

جالب است بدانید که این شهرآرایی ها به دلیل سوسول بودنشان به گرفتن پول توسط گردن کلفت ها «زورگیری» می گویند؛ در حالی‌که این واژه اصلا درست نیست، در حقیقت اگر شهروندان به زبان خوش هر چه دارند به گردن کلفت ها بدهند آن‌ها مرض ندارند که به زور متوسل شوند!

 ای کاش دوستان شهرآرایی به حافظه تاریخی شان رجوع کنند و به یاد بیاورند امرار معاش از راه گردن کلفتی چیز جدیدی نیست که آن‌ها این‌قدر بزرگش کرده اند، خیلی قبل ها نیز برخی گردن کلفت‌ها به همراه نوچه هایشان در کوچه‌ها قدم می زدند و اقدام به باج گیری می کردند، که با توجه به پیشرفت تکنولوژی، باج گیری نیز چهره خود را کمی تا قسمتی تغییر داده است.

در همین راستا «ستون طنزیم» پیشنهاد می کند برای احترام هر چه بیشتر به گردن کلفت های محترم، و برای آنکه وقتشان کمتر گرفته شود، این دوستان شماره حساب های خود را اعلام کنند و آن دسته از شهروندان که گردن های باریک تری دارند خودشان با زبان خوش ماهیانه مبلغ مورد درخواست از طرف گردن کلفت ها را به حساب آن‌ها واریز کنند تا دیگر شاهد اتفاقاتی از این دست نباشیم و دیگر مشاهده نکنیم که دو گردن کلفت درساعت 8 شب و در شلوغی خیابان راهنمایی و جلوی دیدگان رهگذران مجبور شوند شال زنی را دور گردنش آن‌قدر فشار دهند که او مجبور به دادن گوشي‌تلفن همراهش شود!

چاپ شده در "ستون طنزیم"؛ روزنامه شهرآرا (۳/۷/۸۹)