ارژنگ حاتمی

درخصوص اینکه قبل ازدواج بایستی چه سؤالاتی پرسید، هنوز بین کارشناسان اختلاف‌نظر وجود دارد؛ البته همه ما تا حدی با این‌گونه سؤالات آشنایی داریم و می‌دانیم باید چه بپرسیم و چه نپرسیم.
در همین راستا کارشناسان ما تصمیم گرفتند اطلاعات خودشان را در اختیار شما قرار دهند!

سؤال اول: مطمئناً اولین سؤالتان این نیست که شما چه‌کاره هستید؟ چون این سؤال را قبل از اینکه داماد بیاید خواستگاری، مادرتان از مادرشان(!) پرسیده است و اگر طرف بیکار بود الان اینجا نبود!

اصولا آن‌ها که می‌گویند مادیات مهم نیست و پول چرک دست و این‌ها، یا خالی می‌بندند یا اینکه نفسشان از جای گرم بلند می‌شود. به‌عنوان اولین سؤال بپرسید: «الان چقدر پول داری؟»؛ به هر حال زندگی خرج دارد! در عشق نمی‌شود نان ریز کرد و خورد. بعد از شنیدن جواب سریعاً در سایت‌ها چک کنید که با پولی که او دارد، می‌شود سرویس طلا و چوب و هزینه عروسی و رهن خانه و ... را پوشش داد یا خیر؟ یحتمل اصلا کار به سؤال دوم نرسد!

سؤال دوم: خب، گویا داماد مایه‌دار بود، وگرنه شما اقدام به پرسیدن سؤال دوم نمی‌کردید! ... آهای! نه! نه! ... یک وقت نپرسید: «چقدر از پول‌هایی که توی حساب بانکی‌ات است رو می‌دی به من؟!»؛ طرف می‌پرد ها! برای خالی‌کردن حساب بانکی شوهر، راه‌های بسیاری وجود دارد که بعدها خواهیم گفت؛ در ابتدا لازم است شما وصلت را جوش دهید!

به عنوان دومین سؤال از او بپرسید: «آیا از من به عنوان همسرت توقع داری بیرون از منزل کار کنم؟»
اگر جوابش مثبت بود سریعا بگویید: «هم غذا درست کنم و ظرف بشورم، هم برم کار کنم؟! حتما شما هم می‌خوای صبح تا شب لم بدی جلوی تلویزیون و فوتبال ببینی! به تو هم می‌گن مرد؟!»
و اگر جوابش منفی بود، بگویید: «می‌خوای منو صبح تا شب توی خونه زندونی کنی؟! کلفت که نگرفتی، چرا این‌قدر بسته فکر می‌کنی؟!»

البته الان که بهتر فکر می‌کنم، می‌بینم اگر چنین پاسخ‌هایی به طرف بدهید، می‌پرد! کلاً هرچه گفت، شما سرتان را به حالت تایید تکان دهید!

سؤال سوم: حالا که از وضع مالی طرف مطمئن شدید و چندساعتی درباره پول حرف زدید، از او بپرسید: «چرا می‌خوای با من ازدواج کنی؟»؛ البته هدف از این سؤال این هست که متوجه شوید خواستگار تا چه میزان فردی راستگو می‌باشد! اگر به شما گفت: «چون احساس می‌کنم نیمه‌ی گمشده‌ی من هستی!» یا گفت: «من تو نگاه تو فردامو می‌بینم!» سریعاً او را رد کنید؛ شاعر جماعت به درد زندگی مشترک نمی‌خورد!

اگر در پاسخ به سؤال شما گفت: «خب آخرش چی، بالاخره که باید با یکی ازدواج می‌کردم!» یا اینکه گفت: «دور و برمون کس دیگه‌ای جز تو نمونده بود!»، نه‌تنها به او جواب رد دهید، بلکه با میز یا صندلی بزنین توی سرش تا بفهمه دیگه این‌قدر صداقت هم خوب نیست!

اما اگر جواب شما را این‌گونه داد: «چون بابات مایه داره!» یا یک چیزی تو این مایه‌ها؛ معلوم است که وی فردی راستگو بوده و در نتیجه از این مرحله نیز با موفقیت گذر می‌کند!

سؤال چهارم: از او بپرسید: «آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟»؛ البته شما در اصل می‌خواسته‌اید بپرسید: «پدرت روانش سالمه؟!» که رویتان نشده و سؤالتان را آن‌گونه بیان کرده‌اید! هدف از پرسیدن این سؤال این است که متوجه شوید مادرشوهرتان چگونه شخصیتی دارد و چقدر باید از او حساب ببرید و آیا اصلا باید با این خواستگار ازدواج کنید یا خیر؟!

اگر وی پاسخ داد: «پدرم الان دیوانه‌ زنجیری است!» یا اینکه: «چند وقت پیش به دلیل فشار روحی خودکشی کرد» سریعا خواستگار را از پنجره به بیرون پرت کنید، از زندگیتان که سیر نشده‌اید که چنین مادرشوهری داشته باشید!

البته از دیدن کله کچل پدرشوهرتان تعجب نکنید؛ طاس‌شدن مردها بر اثر فشارهای وارده از طرف خانم‌هایشان طبیعی است؛ پدر خودتان را ملاحظه كنيد!

به نظرم همین‌قدر سؤال کافی باشد تا اطلاعات ارزشمندی را نصیب شما کند؛ راستی یادتان نرود چه کسی به شما مشورت‌های پیش از ازدواج را داد؛ حتما ما را هم برای جشن عروسی‌تان دعوت کنید!