جشن عدم سقوط!

ارژنگ حاتمی

سرمربي تيم فوتبال سقوط كرده ابومسلم گفت: مديرعامل باشگاه براي خريد امتياز يك تيم ليگ برتري منتظر تاييد استاندار است. (خبرگزاری فارس)

اصولا از قدیم گفته اند «دارندگی و برازندگی»، پول داریم امتیاز تیم لیگ برتری می خریم و هیچ نگرانی هم بابت سقوطش نداریم، فوقش این تیم هم سقوط می کنه می ریم یکی دیگه می خریم، باز اون تیم سقوط کرد می ریم یکی دیگه می خریم!

البته برخی همچون «عادل.ف» مجری برنامه ی «ن» معتقد هستند تیم باید فوتبالی بالا بیاید و خریدن امتیاز یک تیم عملی فوتبالی نیست؛ در همین راستا یکی از کارشناسان ورزشی طنزیمی در پاسخ به اظهارنظرهایی این چنینی گفت:«همینه که هست! پول داریم می ریم تیم می خریم و باز از دوباره برمی گردیم به لیگ برتر؛ خریدن تیم برای موندن در لیگ برتر فوتبالی تره یا خریدن داور و داروی نیروزا و ... برای نرفتن به لیگ یک؟!»

در همین راستا کارشناسان طنزیمی لیستی از فواید خریدن امتیاز تیم لیگ برتری را تهیه کردند که به چند نمونه اش اشاره می شود:

- بعد از چند سال که هی امتیاز تیم لیگ برتری خریدیم و هی به لیگ یک سقوط کردیم کلیه ی تیم های لیگ یکی را تیم های مشهدی تشکیل خواهند داد، در نتیجه وقتی همه ی تیم های لیگ یکی مشهدی باشن، خود به خود هر سال دو سه تیم مشهدی به لیگ برتر صعود می کنن!!

- با سقوط های متوالی سطح توقعات فوتبالدوستان مشهدی پایین میاد و اگر یک سال تیم شهرشان به لیگ یک سقوط نکرد کلی خوشحال خواهند شد و حتی جشن «عدم سقوط» برگذار خواهند کرد!!

- همگان متوجه می شوند مال دنیا ارزش این همه استرس و اعصاب خوردی را ندارد، تیم سقوط کرد که کرد، فدای سر همه ی فوتبال دوستان!! می رویم یک تیم نو می خریم!!

- بعد از چند سال که هی تیم بخریم و مشتری بشیم(!) بهمون تخفیف هم می دن و شاید به ازای هر تیم لیگ برتری که خریده می شه یه دونه تیم لیگ یکی هم بهمون اشانتیون بدن!!

 چاپ شده در روزنامه ی شهرآرا (۲۳ اردی بهشت ۸۹)

با افزایش تصاعدی موش ها چه می کنید؟!

ارژنگ حاتمی

مژده! مژده! بالاخره مشکل بیکاری و بی پولی دانشجویان حل شد، مسوولان خوابگاه‌های دانشگاه تهران طی اطلاعیه‌ای اعلام داشتند به هر دانشجویی که در محوطه خوابگاه،  گربه‌ای را  بگیرد مبلغ هفت هزار تومان پاداش پرداخت خواهد شد. چرا هنوز نشسته اید و در حال خواندن این متن هستید؟! خواندن طنز برایتان نان و آب نمی شود، همین الان دست به کار شوید تا با گرفتن پنج شش تا گربه تا آخر شب بیست سی تومنی کاسب شوید!

در همین راستا به دانشجویان پسر توصیه می شود برای به دام انداختن گربه از باقیمانده ی شامی که خودشان پخته اند استفاده نکنند، زیرا قرار است گربه ها را زنده بگیرند!! البته غذای سلف هم چندان توصیه نمی شود!

دختر خانم های محترم هم یادشان نرود از جزوه هایشان به عنوان طعمه استفاده نکنند، گربه ها بر خلاف برخی از جاندارن دیگر به جزوه ی پاکنویس شده با هفت رنگ خودکار علاقه ی چندانی ندارند، برای طعمه می توانید از تن ماهی و غیره استفاده کنید!!

اصلا خجالت نکشید، آب حوض که نمی خواهید بکشید، می خواهید گربه بگیرید، این عمل یک کار تمیز و با کلاس است، حتی رییس خوابگاههای تهران از این کار به‌ عنوان «کار دانشجویی» یاد کرده است، یحتمل تا چند وقت دیگر برای گرفتن سگ، موش و سوسک های خوابگاه ها هم جایزه تعیین می شود و از این کارها هم به عنوان کار دانشجویی یاد می کنند! فقط سئوالی که برایمان پیش می آید این است که اگر گرفتن گربه «کار دانشجویی» است، «کار استادی» و یا «کار رییس خوابگاهی» چه می تواند باشد؟!!

در همین راستا دکتر اسماعیلی پیشنهاد داد:«به ازای گرفتن هر گربه توسط دانشجویان دختر در خوابگاهها مبلغ ده هزار تومان پاداش پرداخت شود.»

اصولا همه جا بیشتر هوای بانوان را دارند و در آخر هم آنها شاکی می شوند که چرا حق و حقوقشان ضایع شده است(!) آخه گربه، گربه است و اصولا چه تفاوتی میان گربه ای که یک پسر می گیرد و یک گربه ای که یک دختر می گیرد می تواند وجود داشته باشد، هر دو میو میو می کنند و موش می خورند!، چرا به دانشجویان پسر در ازای گرفتن هر گربه 7 هزار تومان و به هر دختر 10 هزار تومان می دهند؟! البته شاید دخترها در شکار مهارت بیشتری دارند و می توانند گربه های بهتری را بگیرند و به همین دلیل گربه هایی که آنها گرفته اند به قیمت بالاتری خریداری می شود!!

به هر حال امیدواریم این تفاوت قیمت در خرید گربه منجر به بوجود آمدن بازار سیاه گربه ای نشود! و دانشجویان پسر گربه های خودشان را برای فروش به دخترها نفروشند!! که این خود باعث بوجود آمدن معضلات دیگری خواهد شد که در حوصله ی این مطلب نیست!!

در همین راستا شنیده می شود گروهی از گربه های مقیم دانشگاه تهران با انتشار بیانیه ای نارضایتی خود را از افزایش فشارها بر علیه شان اعلام کرده اند، در قسمتی از بیانیه ی آنها می خوانیم:«گیرم ما گربه ها را بگیرید، یادتان نرود ما گربه ها موش ها را می گیریم، در نتیجه با افزایش تصاعدی موش ها چه می کنید؟!»

چاپ شده در شماره ی ۴۷ ماهنامه ی طنز و کاریکاتور ستون آزاد

علی کفاشیان درگذشت.

۴۰ سال دیگر در چنین روزی

"علی کفاشیان" در گذشت. علی کفاشیان که همواره با خنده هایش باعث افزایش روحیه در کالبد فوتبال کشور بود صبح دیروز بر اثر خنده ی بیش از حد و روده بر شدن در گذشت. گفته می شود ایشان در جلسه ای که با حضور منتقدان ورزشی انجام گرفته بود حضور داشت و پس از شنیدن انتقادات آنها برای آنکه نشان بدهد نگرانی خاصی فوتبال کشور را تهدید نمی کند کمی خندید، سپس کمی بیشتر خندید، بعد بیشتر و بیشتر تا اینکه از خنده روده بر شد و فوت کرد. این ضایعه ی بزرگ را از همین جا به تمام ورزش دوستان کشور تسلیت عرض می کنیم!

 

ادامه ی طنز در عصر ایران ورزشی

وقتی شیر متحول می شود!

ارژنگ حاتمی

این روزها فرصت مناسبی است برای شناخت هر چه بیشتر اقلام خوراکی، برخی به مانند «مرغ»، بی جنبه هستند و گران شدن خود را در بوق می کنند، و برخی به مانند «شیر یارانه ای» بسیار آرام و فروتنانه 100 تومان قیمتشان افزایش پیدا می کند و هیچ کس هم خبردار نمی شود!!

یک پیشنهاد: پیشنهاد می شود با توجه به افزایش 40 درصدی قیمت شیریارانه ای که یحتمل در راستای طرح تحول اقتصادی اتفاق افتاده است، از این پس به جای واژه ی «شیریارانه ای»، بگوییم «شیر متحول شده»!، در همین راستا امیدواریم حقوق کارمندان، کارگران و ... حتی طنزنویسان(!) هم دچار کمی تحول شود!!

یک احتمال: شاید این شیر نیست که گران شده است و قیمت آب حقیقی شده است! چی؟! چرا حرف توی دهن ما می اندازید؟! ما کی گفتیم در شیرها آب قاطی می کنند؟! مگر نشنیده اید که «پر زدن یک پروانه در طرقبه، می تواند طوفانی در شاندیز ایجاد کند»؟!، اصولا همه چیز به هم ربط دارد، حتی اگر خلافش ثابت شود!!

یک یادآوری: تا جایی که ذهن ما یاری می کند قرار بود تا یارانه های نقدی به مردم داده نشود یارانه ها حذف نشود، شاید هم یارانه ها هنوز حذف نشده اند و فقط اجناس کمی گران شده اند، اما مگر می شود از یک طرف تورم پایین بیاید و از طرف دیگر قیمت اجناس بالا برود؟! ... من کی هستم؟! شما کی هستی؟! اینجا کجاست؟! اگه این ستون طنز هست پس چرا در آن تحلیل اقتصادی انجام می گیرد؟!

یک نتیجه گیری: این روزها با نزدیک شدن به زمان اجرای طرح تحول اقتصادی (که به مانند زمان افتتاح قطار شهری هیچ کس اطلاع ندارد دقیقا کی اتفاق می افتد)، مسئولان سعی دارند با حذف یارانه ها قیمت ها را «حقیقی» کنند، در همین راستا جمله ی «حقیقت تلخ است.» را با تک تک سلول هایمان حس می کنیم!!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (5/2/89)

 

 

جوجه یا تخم مرغ؟! مقصر کیست؟!

ارژنگ حاتمی

بالاخره عامل افزایش قیمت مرغ در مشهد کشف شد؛ نائب رئیس مجمع امور صنفی توزیعی گفت:«جوجه هزارتومانی عامل افزایش قیمت مرغ می باشد.»، در همین راستا ستون طنزیم از آن دسته از مسئولانی که پیش از این به عنوان عامل گرانی مرغ نام برده می شدند شدیدا عذرخواهی می کند!

شنیده می شود پس از اعلام خبر فوق، «تورم» گفت:«دیدی هیچ رابطه ای بین من و گرونی وجود نداره؟! چرا شما روزنامه ها چشم ترقی و بالا رفتن منو ندارین؟!»، در ضمن ایشان برای هزارمین بار وجود هرگونه آشنایی را با نن جون برخی افراد به شدت تکذیب کردند!! لازم به ذکر است که ایشان خودشان را به طور کامل معرفی نکردند و ما آخرش نفهمیدیم ایشان تورم نقطه ای هستند یا سالیانه!!

در همین راستا یک جوجه در حالی که خودش را «جوجه ی هزار تومانی» معرفی کرد گفت:«ما که جوجه ماشینی هستیم و پدر و مادر درست و حسابی نداریم، این مسئولان هم دیوار کوتاه تر از ما پیدا نکردن، آخرش هر چی کاسه کوزه بود سر ما شکوندن، امروز علت گرونی مرغ شدیم، حتما فردا هم علت بالا بودن آمار بیکاری و گرون بودن مسکن می شیم!»، این جوجه ی هزارتومانی در قسمت های دیگری از صحبت هایش یادآور شد بایستی به سرمنشا و ریشه ی اصلی گرانی ها توجه کرد، ایشان از گران بودن «تخم مرغ» به عنوان شاه کلید اصلی گرانی مرغ یادکرد!

بعد از افشاگری های جوجه ی هزار تومانی، گروهی از تخم مرغ ها با اتشار بیانیه ای از اتهام وارده به خود دفاع کردند، در قسمتی از بیانیه ی تخم مرغ ها می خوانیم:«آیا فکر کرده اید که چون ما دهن نداریم نمی توانیم جواب شما را بدهیم و هر کذبی را می توانید به ما نسبت دهید؟! تقصیر ما چیست که گران هستیم؟! کمی عمقی تر به مسائل نگاه کنید، دلیل اصلی گران بودن ما و در نتیجه گران بودن مرغ ها، تنها و تنها تنبلی خود مرغ هاست که کم تخم می گذارند، همان مرغ های بی مسئولیتی که ما را از پرهای گرم خود محروم کردند و ما را به دست ماشین های سرد سپردند تا به جای جوجه های فوکولی، مشتی جوجه ماشینی تحویل بازار دهند!»

در حال حاضر ستون طنزیم این حق را برای تمام مرغ ها محفوظ می دارد که اگر پاسخ یا جوابیه ای برای این بیانیه ی تخم مرغ ها دارند آن را به ستون طنزیم ارسال کنند تا در همین ستون اقدام به چاپ آن کنیم!

چاپ شده در ستون طنزیم "روزنامه شهرآرا" 1/2/89