پیشنهاد ي براي كاهش بيكاري:هشتصد ترم برای گرفتن لیسانس!

ارژنگ حاتمی

چندی پیش تحقیقات در خصوص علت بالا رفتن نرخ بیکاری آغاز شد و بعد از تحقیقات گسترده، عدم داشتن حال در بیکاران به عنوان مقصر اصلی بالا رفتن نرخ بیکاری عنوان شد! وزیر کار در این خصوص گفت: «بیکاران حال کار کردن ندارند!» اما با اظهارنظر وزیر تعاون در این خصوص که گفت: «برخلاف آنچه گفته شده است، مردم حال کارکردن دارند.» این تحقیقات وارد فاز جدیدتری شد و با تحقیقات بیشتر در این زمینه، وزیر کار در اظهار نظر جدیدتری گفت: «ورود فارغ‌التحصيلان به بازار كار، علت اصلي افزايش نرخ بيكاري است.»

در همین راستا و ضمن محکوم کردن استادانانی که به دانشجویان نمره قبولی می‏دهند و آنان را روانه بازارکار می‏کنند، عنوان می‏کنیم؛ برای پایین آمدن نرخ بیکاری ما بایستی به هر طریق ممکن سعی کنیم فارغ‏التحصیلان هر چه دیرتر (و یا اگر بشود اصلا) پایشان به بازارکار نرسد؛ در همین راستا پیشنهادات زیر ارائه می‏گردد:

یک- همان‏طور که در حال حاضر به طور فله‌ای دانشجوی مقطع کاردانی و کارشناسی گرفته می‏شود، به‏طوری که به گفته مسئولان در حال حاضر 200هزار صندلی خالی در دانشگاه‏ها وجود دارد، پیشنهاد می‏شود در مقاطع دیگر همچون کارشناسی ارشد و دکترا هم همین روند فله‌ای پذیرش انجام شود، بدین طریق ورود افراد به بازارکار هفت‏هشت سالی به تاخیر می‏افتد!

دو- به اساتید بگوییم به دانشجویان نمره ندهند و دانشجویان تا آخر عمرشان دانشجو بمانند و یا اینکه طول دوران لیسانس را به جای هشت ترم، هشتصد ترم کنیم! بدین طریق فارغ‏التحصیلی نخواهیم داشت که بيكار باشد!

سه- به جای اینکه خدمت سربازی را کاهش دهیم، آن‌ را افزایش دهیم، حتی می‌توان دوران آموزشی سربازی را آن‏قدر خفن برگزار کرد که تعداد خیلی کمی از سربازان بتوانند آن را به پایان برسانند.

در پایان ابراز شادمانی می‏کنیم از این بابت که در استانی زندگی می‏کنیم که نرخ بیکاری‌اش 8/11 است، البته علت اصلی شادمان بودنمان این است که این نرخ بیکاری نسبت به نرخ بیکاری در کشور 8/2کمتر می‏باشد!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۳۰/۵/۸۹)

دماغ داشتن باکتری‌ها و نرخ بیکاری منفی!!

ارژنگ حاتمی

ستون طنزیم امروزمان را با دو خبر مهم از خبرگزاری مهر شروع می‌کنیم؛ اولين خبر مهم اینکه دانشمندان انگلیسی ثابت کردند باکتری‌ها دماغ دارند! و خبر مهم دوم اینکه ولی‌ا... صالحی، عضو شورای‌عالی کار ادعا کرد در ایران بیکاری وجود ندارد!
در همین راستا یکی از اندیشمندان طنزیمی مدعی شد باکتری‌ها پیش از این دماغ نداشته‌اند و بعد از شنیدن گفته‌های یکی از اعضای شورای عالی کار از تعجب دماغ در آورده‌اند! این اندیشمند طنزیمی در پاسخ به این انتقاد که «آن شاخ است که از تعجب در می‌آید نه دماغ»، عنوان داشت: «اولا که انسان‌ها از تعجب شاخ در می‌آورند نه باکتری‌ها، دوما این خبر آن‌قدر عجیب و غریب بود که خودم از تعجب به جای شاخ از سرم دسته بیل رویید! آن وقت شما گیر داده‌اید به دماغ درآوردن باکتری‌ها؟!»
صالحی در گفتگو با مهر گفت: «در حال حاضر ما فرد بیکاری در کشور نداریم و باید تکلیف خودمان را با تعریف بیکاری روشن کنیم ... همه افراد صبح که از خواب بیدار می‌شوند به دنبال انجام کاری هستند.» ایشان همچنین گفتند:«دلالی شغل است!»
یکی از محققان طنزیمی در این باره گفت:«من هم تایید می‌کنم، ما هیچ بیکاری نداریم، پسرخاله‌ی من از صبح که بیدار می‌شود بالای پشت بام می‌رود و کفترپرانی می‌کند، پسرعموی من از صبح که بیدار می‌شود به پارک‌ها و سر چهارراه‌ها می‌رود و تخمه می‌شکند، پسردایی من صبح ها کار نمی‌کند اما شب‌ها از دیوار مردم بالا می‌رود، خود من هم از صبح که بیدار شدم تا الان انگشتم را در بینی‌ام فرو برده‌ و به دنبال اکتشافات جدید هستم!» این محقق طنزیمی همچنین پیش‌بینی کرد: «با اصلاحاتی که در تعریف کار صورت خواهد گرفت، با توجه به چند شغله بودن برخی افراد، یحتمل نرخ بیکاری منفی خواهد شد!!»

چاپ شده در "ستون طنزیم" روزنامه شهرآرا (۲۷/۵/۸۹)

4بار تشکر می‏کنیم!

ارژنگ حاتمی

تشکر می‏کنیم از وزیر مسکن که گفت: «رشد اجاره بهای خانه‏های مسکونی تنها در تهران وجود دارد و نمونه این معضل در دیگر کلان‏شهرهای کشور دیده نشده است.»
و در همین راستا پیشنهاد می‏کنیم تعریف دقیق‏تری از کلان‏شهر عنوان گردد، چون تا دیروز این سوءتفاهم برایمان به‏وجود آمده بود که مشهد هم یک کلان‏شهر محسوب می‏شود!

همچنين با تشکر از فرمانده نيروي انتظامي مشهد که گفت:«با حضور فيزيكي و موثر ماموران نيروي انتظامي، سرقت طلاجات كودكان کاهش داشته است.»، در همین راستا پیشنهاد می‏کنیم تعدادی از این ماموران را هم برای محافظت از طلافروشی‏ها اختصاص دهیم تا دوباره شاهد آن اتفاقات تلخ برای طلافروشان در روز روشن نباشیم!

خبر را چندبار می‏خوانیم، خیر اشتباه نمی‏بینیم، خودمان را نیشگون می‏گیریم، خواب هم نیستیم ...
و با زهم‌تشکر می‏کنیم از معاون وزیر بازرگانی که میان همه‏ی خبرهای «گران می‏شود!» خبر از «ارزان شدن» داد، آن‏هم در صورت هدفمندکردن یارانه‏ها(!)؛ ایشان گفت:«با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، قیمت نان در واحدهای نانوایی آزادپز 18 تا 20درصد کاهش خواهد یافت.»
فقط یکی به ما بگوید یعنی الان واحدهای نانوایی آزادپز به دولت یارانه می‏دهند که در صورت حذف یارانه‏ها، قیمت نان در این واحدها تا 20درصد کاهش پیدا می‏کند؟!

تشکر می‏کنیم از رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي که در حال حاضر نگرانی‏های بسیار بزرگی دارند؛ آقای حداد عادل گفتند:«در حال حاضر يكي از نگراني‌ها در رابطه با آموزش زبان و ادب فارسي، ضعيف شدن درس انشا در مدارس است.»، در همین راستا پیشنهاد می‏کنیم برای علاقه‏مند کردن دانش‏آموزان به درس انشا، به آن‏ها موضوعاتی از قبیل زیر برای انشا نوشتن ارائه شود: «طرح تحول اقتصادی را توصیف کنید!»، «یارانه‏ی نقدی بهتر است یا غیرنقدی؟!» ،«دوست دارید در آینده با یک میلیون تومانتان چیکار کنید؟!» و ...

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۲۶/۵/۸۹)

اُپن یا کلوز؟!

ارژنگ حاتمی

اگر یک شب ساعت سه و چهار بامداد در شهر دور بزنید، مشاهده می‌کنید هیچ کسی کنار خیابان نخوابیده و این یعنی در حال حاضر تمام مشکلات حوزه مسکن حل شده است و هیچ بی‌خانمانی وجود ندارد؛ در اين هنگام تنها مشکلی که در این حوزه باقي مي‌ماند «اُپن» بودن برخی آشپزخانه‌ها است که امیدواریم با این اظهار نظر آقای وزیر مسکن این مورد هم حل شود، چراكه ایشان گفتند: «اگر من وزیر هستم، معتقدم آشپزخانه اپن با فرهنگ ایرانی همخوانی ندارد.»، بالاخره ایشان وزیر هستند و حتما اطلاعاتشان نسبت به خانه از بقیه ی آدم‌ها بیشتر است، پس اگر ایشان می‌گویند آشپزخانه نباید اپن باشد، نباید باشد!

در همین راستا یکی از محققان طنزیمی گفت:«اگر من یک محقق طنزیمی هستم، معتقدم استفاده از لامپ و لوستر با فرهنگ ما همخوانی ندارد و بایستی از فانوس استفاده کرد.»، ایشان همچنین گفت: «خریدن نان از نانوایی هم سوسول بازی است، در هر خانه بایستی یک تنور داشته باشیم!»
در همین راستا یکی دیگر از محققان طنزیمی پیش‌بینی کرد در آینده شاهد شنیدن چنین جملاتی باشیم:

وزیر بهداشت: اگر من وزیر هستم، معتقدم پیتزا با فرهنگ ما همخوانی ندارد و همگان از این پس ساندویچ دونونه بخورند!

رئيس سازمان ملی جوانان: اگر من رئیس سازمان ملی جوانان هستم، معتقدم بایستی در مراسم ازدواج کوبیده و دوغ، به همراه پیاز سالم (که با مشت منهدم شود!) داد تا بیشتر با فرهنگمان همخوانی داشته باشد!

وزیر ارشاد: اگر من وزیر ارشاد هستم، معتقدم پایان غمگین در فیلم‌ها با فرهنگ ما همخوانی ندارد، همه‌ی فیلم‌ها بایستی آخرش «دیمبَل و دیمبُل» داشته باشد و علاوه بر «هپی اِند» بودن، چند فقره ازدواج هم در انتهای آن‌ها صورت گیرد!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۲۵/۵/۸۹)

"نان و ریحان" و شوخی های "فرندز"!

ارژنگ حاتمی

سریال "نان و ریحان" سریال خوش ساختی است و تماشای این سریال زیبا رو به تمام دوستان توصیه می کنم؛

فقط انتقادی که از دوستان فیلمنامه نویس دارم این است که اگر از این پس خواستند از ایده های سریال های خارجی (و به عبارت بهتر شوخی های آن سریال ها) استفاده کنند کمی حرفه ای تر اینکار را انجام بدهند.

استفاده از سوژه و یا ایده ی یک سریال دیگر کار بدی نیست اما از نظر نگارنده اگر می خواهیم اینکار را انجام بدهیم بایستی سعی کنیم یک چیزی به ایده ی مذکور اضافه کنیم که اگر بیننده، ایده ی اورجینال(!) را هم دیده بود، عملیات کپ زدن آنقدر هنرمندانه صورت گرفته باشد که ایده ی کپ زده شده برایش همچنان جذاب باشد، نه اینکه خروجی کارمان در حد نصف همان ایده ی اورجینال هم نباشد!

به هر حال به نظر می رسد نویسنده یا نویسندگان "نان و ریحان"، سریال "فرندز" را دیده اند، قسمت دوم و سوم "نان و ریحان" را (آنهم نه به طور کامل) مشاهده کردم و 4 نمونه کپ از سریال "فرندز" را یافتم!

۱- در فرندز یکی از شخصیت ها (جویی) یک بازیگر مبتدی است و کمی تا قسمتی توهم مطرح بودن دارد، به او نقش های بیخود داده می شود، او ساده و دارای آی کیوی پایین است؛ این خصوصیات تقریبا خصوصیات یکی از ۵ شخصیت اصلی این سریال است.

۲- در قمست دوم یکی از شخصیت ها به شخصیت دیگر داستانی را می آموزد و ادعا می کند اگر آن داستان را به هر کس دیگری بگویی آن فرد عاشقت می شود، علاوه بر اینکه خود داستان تقریبا همان داستان سریال مذکور بود حتی در اینجا هم به مانند آنجا فردی که می خواهد داستان را آموزش دهد هشدار می دهد که: "حواست باشد که یک وقت با شنیدن این داستان عاشق من نشوی!!"

۳- در قسمت دوم یکی از شخصیت ها در حال مکالمه با دختر مورد علاقه اش است، هنگام قطع تماس است:

- اول تو قطع کن ... نه اول تو قطع کن ... سه دو یک میگم تو قطع کن ... سه دو یک ... قطع نکردی که ... و در این هنگام یکی دیگر از شخصیت ها می آید و گوشی را قطع می کند! (همان چیزی که در یکی از قسمت های سریال فرندز اتفاق افتاد.)

۴- در قسمت سوم مادر یکی از شخصیت ها به هتل رفته است و همه ی وسایل یکبار مصرف هتل را در کیفش می گذارد و از دوباره زنگ می زند تا برایشان اتاق را سرویس کنند تا بتواند باز هم از وسایل هتل (شامپو، صابون، مسواک، دستمال کاغذی و ... ) کیفش را پر کند؛ (این عمل توسط "راس" در فرندز انجام گرفته بود.)

* باز هم عنوان می کنم عنوان کردن این مطالب به منزله ی ضعف این سریال ِ خوش ساخت نیست.

کشف‏رود و پیشرفت علم پزشکی!

ارژنگ حاتمی

رئیس پیشین اتحادیه املاک مشهد گفت:«افزایش قانونی کرایه‏خانه؛ هر سال فقط 15درصد»، به کلمه‏ی «فقط» در جمله فوق دقت می‏کنیم و از حس مستاجردوستی صاحب‏خانه‏ها و ایضا املاکی‏های محترم تشکر می‏نماییم!
با شنیدن این خبر، هرچند کارشناسان طنزیمی زیاد از اقتصاد حالی‏شان نمی‏شود اما برخی از آن‏ها معتقد هستند «نرخ سودهای بانکی»،«افزایش حقوق کارمندان»،«افزایش کرایه‏خانه‏ها» و ... از جمله مواردی هستند که بایستی با «نرخ تورم» سازگاری داشته باشند تا اصولا نه سیخ بسوزد، نه کباب!
در همین راستا یکی دیگر از کارشناسان طنزیمی که از قانون زیاد چیزی نمی‏فهمید، عنوان داشت:«با توجه به نرخ تورم اعلام شده که زیر 10درصد است، افزایش قانونی 15درصدی کرایه‏خانه غیرقانونی است!»
توضیح ضروری: با خواندن شرح خبر قانونی در خصوص افزایش کرایه خانه پیدا نکردیم، یحتمل منظور آقای رئیس پیشین از «قانون» در جمله‏شان، همان «عرف سالیانه» بوده است!


به نظر شما چرا نماینده دانشگاه علوم پزشکی در خصوص آلودگی کشف‏رود نظر قاطع خود مبني بر معدوم کردن محصولات را نمی‏دهد؟!

نظریه اول: حالا یه ذره آلودگی که کسی رو نمی‏کشه، ما باید سعی کنیم به جای معدوم کردن محصولات آلوده، بدن شهروندان را در مقابل این آلودگی‏ها مقاوم کنیم!

نظریه دوم: با مصرف این محصولات آلوده شهروندان به بیماری‏های مختلف و بعضا ناشناخته‏ای مبتلا می‏شوند كه مراجعه‏ی آن‏ها به پزشکان دارای دو مزیت است: 1- پزشکان و دانشگاه‏ها(!) در خصوص این بیماری‏ها (که امیدواریم هر چه بیشتر ناشناخته باشند!) تحقیقات می‏کنند و در نتیجه به پیشرفت علم پزشکی کمک می‏شود!
2- با توجه به گرمای هوا، ديگر کسی سرما نمی‏خورد و این روزها تعداد مریض‏ها کم شده است، با مراجعه‏ی این بیماران کشف‏رودی(!) کار و بار پزشکان از حالت کسادی بیرون می‏آید.

نظریه سوم: اصولا یکم آلودگی اشکالی ندارد، در خصوص آلودگی کشف‏رود این روزنامه‏ها و مخصوصا شهرآرا شلوغ‏بازی الکی در آورده است؛ خوردن محصولات کشف‏رود آنقدرها هم که می‏گویند ضرر ندارد، حالا فوقش یکم دل‏درد می‏گیرید و یا فوقش می‏میرید، بالاخره مرگ حق است، مگر بد است که زودتر به حقتان برسید؟!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۲۴/۵/۸۹)

ماشین هدفمندی؛ در چاله‌ی گرانی؟!

ارژنگ حاتمی

سخنگوی اقتصادی دولت که اتفاقا وزیر اقتصاد هم هست، گفت: «لازم باشد كتم را درمي‌آورم و ماشين هدفمندي يارانه‌ها را هل مي‌دهم.»
در همین راستا یکی از کارشناسان طنزیمی در کیفیت و داشتن استانداردهای لازم این خودرو تردید کرد و گفت: «این ماشین مگه صفرکیلومتر و نو نیست؟! پس چرا از همین ابتدا نیاز به هل دادن دارد؟!»
ایشان همچنین از وزیر اقتصاد پرسید: «آیا شما حاضر هستی اگر ماشین هدفمندی یارانه ها پنچر شد، پنچرگیری‌اش را هم انجام بدهی؟!»
این کارشناس طنزیمی در پایان ابراز امیدواری کرد این ماشین با دیوار «تورم» و صخره «پایین آمدن رفاه خانواده‌ها» تصادف نکرده و در چاله‌ی «گرانی» نیفتد!

 

رئیس حوزه هنری گفت: «آمار مطالعه در کشور 20 برابر شده است.»
اصولا تیتر خبر، تیتر باحالی است و انسان در ابتدا فکر می‌کند الان همه در خانه و اداره و اتوبوس ، خيابان و... کتاب به دست گرفته‌اند و در حال خواندن کتاب هستند، اما در شرح و تفسير خبر می‌خوانیم كه در سال‌های قبل ایرانی‌ها یک دقیقه در روز مطالعه می‌کردند که این رقم در حال حاضر 20 دقیقه شده است!
در همین راستا پیشنهاد می‌کنیم برای باحال‌تر شدن آمار ارائه شده و پیشرفت رخ داده در مطالعه‌ی کتاب، از این پس آمار مطالعه را نسبت به زمانی که اصلا کتاب اختراع نشده بود(!) مقایسه کنند تا بدین ترتیب به این نتیجه برسند که آمار مطالعه در کشور نسبت به گذشته «بی‌نهایت» برابر شده است!

 

پس از تجربه تعیین سقف قرارداد برای قرارداد بازیکنان لیگ برتری، وزیر مسکن نیز اعلام کرد که دولت برای اجاره‌بها سقف و کف تعیین خواهد کرد.
در همین راستا پیشنهاد می‌شود از یک کنار برای همه چیز سقف و کف معین کنیم، از جمله سقف و کف پاداش مدیران،فوتباليست ها، مهریه و مهم‌تر از آن، حق‌التالیف طنزنویسان!!

چاپ شده در شهرآرا ۲۳/۵/۸۹

ساندویچ دو نونه در عروسی!

ارژنگ حاتمی

گفته وزیر آموزش و پرورش را می خوانیم که گفتند: «ریالی برای پرداخت بدهی های آموزش و پرورش نداریم.» با خودمان می‌گوییم حتما دولت پول کافی ندارد وگرنه چه کاری واجب تر از پرداخت دیون فرهنگیان؟! بعد کمی بیشتر فکر می کنیم و یادمان می‌آید مورد مهمتری از پرداخت دیون فرهنگیان هم وجود دارد و این مورد چیزی نیست جز واریز یک میلیون تومان به حساب نوزدانی که از سال 89 به بعد به دنیا می آیند!

تشکر می کنیم از مدير عامل کانون ازدواج آسان کشور که گفت: «قول انجام حدود هشت ميليون ازدواج آسان را داده ايم»، اصولا تنها مشکل جوانان در خصوص ازدواج، گرفتن یک مراسم ساده و آسان بود که این مشکل هم حل شد.
یک کارشناس طنزیمی در این مورد پیشنهاد داد برای هرچه آسان تر شدن ازدواج ها به جای شام مفصل، یک عدد ساندویچ دونون همراه با سس فله به مهمانان داده شود! ایشان همچنین گفت: «چرا الکی برای تزئین ماشین عروس پول گل می‌دین؟! چند تا گل از توی پارک ها بکنین بچسبونین به ماشین!حله!!»

چند هفته پیش خبری داشتیم بدین شرح: «خروج روزانه 8دانش‌آموخته دکترا و کارشناسی ارشد از کشور» و چند روز پیش هم جمله‌ای داشتیم از طرف معاون اموركنسولي، امور مجلس و امور ايرانيان خارج از كشور وزارت خارجه که گفت: «ورود مغزها به ايران بيشتر از خروج مغزها از كشور است»، در همین راستا ما نیز جمله آقای قشقاوی را به شدت تایید می‌کنیم، اصولا مغز مغز است و هیچ تفاوتی بین مغز یک جوان که دکترا گرفته و از کشور خارج شده با مغز یک خواننده که تاریخ مصرفش در آن طرف آب‌ها تمام شده و در نتیجه به کشور بازگشته ندارد! چه بسا خواننده ها مغزشان از دانش آموخته های دکترا چند گرمی هم سنگین تر باشد!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (روزنامه مردم مشهد) ۱۸/۵/۸۹

وقتی جوینده یابنده است!!

ارژنگ حاتمی

- آخه چرا نشر اکاذیب می کنین؟! چرا اخبار الکی چاپ می کنین؟!
- چی شده آقا؟! چرا داری با خودت غرغر می‌کنی؟!
- این خبرگزاری‌ها اخبار الکی چاپ مي‌كنن.
- خب حالا چی نوشتن که شما این‌قدر شاکی هستی؟!
- از قول یه معتادی نوشته بودن توی مشهد 20 دقیقه ای مي‌شه مواد تهیه کرد، اما الان 18‌دقیقه اشت دارم می گردم دنبال مواد! نیشت که نیشت!!
- بالاخره جوینده یابنده است، شما امیدت رو از دست نده، حالا چه موادی می خوای؟!
- جون من، تو فروشنده ای؟!
- خوشت اومد؟! سر 20 دقیقه اینجا بودم برای توزیع، اینم کارت ویزیتم، از این به بعد تماس بگیر هر چی خواستی با پيك برات بفرستم، هزینه ی ارسال هم رایگانه و شما می تونی با خرید هر 5 گرم مواد، یک گرم رایگان به عنوان هدیه بگیری. قرعه کشی هم داریم، نفر اول مصرف یک‌سال شیشه رایگان، نفر دوم ...
- حالا جایزه ها رو بعدا می‌گی، کو بذار دستاتو ببینم.
- چرا؟! بیا اینم دستام ... اِ ... این چه کاریه؟! چرا به دستم دستبد زدی؟!
- تو گول خوردی! من یك پلیس هستم!
- پلیس؟!
- زیاد تعجب نکن، تو الان داری توی یک فیلم ایرانی بازی می کنی و چون باید آخر فیلم‌ها آدم خوب ها آدم بدها رو دستگیر کنن و فیلم پیام اخلاقی داشته باشه تو، توی چنگال قانون گرفتار شدی و به سزای اعمال پلیدت می رسی!
- اما فیلمتون خيلي هم واقعي نیست ها!
- همینه که هست، سوار ماشین شو!!
چاپ شده در روزنامه شهرآرا

فروش سبزی در دکه‌های مطبوعاتی!

ارژنگ حاتمی

نظر شما در مورد این خبر چیست؟! «فروش سیگار در دکه‌های مطبوعاتي ممنوع شد.»
الف. با توجه به آمار بالای روزنامه‌خوانی در کشور، یحتمل از این پس دکه‌های مطبوعاتي برای داشتن سود حداقلی، به فروختن سبزی و میوه روی می‌آورند!
ب. دفعه اول نیست که ممنوع می‌شه! اصولا ممنوع کردن فروش سیگار در دکه‌های مطبوعاتی مثل ترک کردن سیگار خیلی آسونه. یکی از اندیشمندان در مورد آسان‌بودن ترک سیگار گفته بود: «ترک کردن سیگار خیلی آسونه، خودم چند باری سیگار رو ترک کردم!»
ج. دو بسته سیگار بده، بقیه‌اش رو هم مجله!!
د. مگه دکه‌های مطبوعاتی سیگار هم می‌فروختن؟!

احمدی‌مقدم گفت: «روان‌گردان‌ها در فهرست مواد مخدر قرار گرفت»؛ به نظر شما پیش از این روان‌گردان‌ها در چه فهرستی قرار داشتند؟!
الف. فهرست نقل و نبات‌ها!
ب. فهرست اقلام دارویی(!)
ج. فهرست بدها!
د. فهرست ناشناخته‌ها!

فرمانده پلیس کشور اعلام کرد: «70درصد زندانیان معتادند»؛ شما بعد از خواندن این خبر چه سئوالی به ذهنتان می‌رسد؟!
الف. چند درصد افرادی که وارد زندان می‌شوند معتادند؟!
ب. این 70درصد وقتی توی زندان هستند، موادشان را از کجا تهیه می‌کنند؟!
ج. چند درصد افرادی که از زندان آزاد می‌شوند، معتادند؟!
د. کمک‌فنر ماشین بیگلی‌بیگلی از چه مارکی بود که گوریل انگوری با اون وزنش روی ماشین اون می‌نشست و هیچ مشکلی هم واسه ماشین بیگلی‌بیگلی پیش نمی‌یومد؟!

چاپ شده در شهرآرا ۱۴/۵/۸۹

چیزی که فراوونه کاره!

ارژنگ حاتمی

بالاخره دلیل اصلی تشدید نرخ بیکاری در 21 استان کشور کشف شد. وزیر کار و امور اجتماعي در فرمايشي حكيمانه اين چنين اظهار داشتند: «اغلب افراد بیکار، حال کار کردن ندارند»

در همین راستا ضمن تایید گفته آقای وزیر اعلام می‏داریم، اکثر این بیکارها بچه سوسول‏هایی هستند که فقط تخصص عجيبي در درس خواندن و لیسانس و فوق ليسانس گرفتن دارند، وگرنه چیزی که فراوونه کار و كاسبي حلال و پر پول و داراي اعتبار اجتماعي بالاست!

آهای آقاپسر! چرا از وقتی لیسانست رو گرفتی نشستی توی خونه و الکی می‏گی کار نیست؟! ماشین باباتو بردار برو مسافرکشی، کار از این بهتر؟!

یا شما خانم محترم که چند ماهی هست مهندس شدی! چرا الکی می‏گی کار نیست؟! با خودت صادق باش و بگو حال کار کردن ندارم! وگرنه چیزی که زیاده کار! مثلا شما می‏تونی توی کارهای خونه به مامانت کمک کنی و به عنوان حقوق از پدرت پول توجیبی بگیری و یا می‏تونی كوبلن و منجوق بدوزی! کار از این بهتر؟!

در همین راستا پیش‏بینی می‏شود در آینده شاهد شنیدن چنین جملاتی باشیم:
- آب‏های لوله‏کشی آلوده نیستند، بلکه مشکل از سیستم دفاعی بدن شهروندان است که حالش را ندارند با آن آلودگی‏های جزئی نبرد جانانه اي بكنند و دشمن را از ميدان به در ببرند !

- اغلب افرادی که به مسافرت نمی‏روند، به دلیل کمبود بنزین و نداشتن پول نیست، بلکه حالش را ندارند!

- تیم ملی فوتبال مشکل تاکتیکی و یا تکنیکی ندارد، بازیکنان حالش را ندارند به تیم مقابل گل بزنند!


- پروژه هاي عمراني در همه جا از هر نظر تکمیل و آماده افتتاح اند، اما کسی حالش را ندارد بیاید روبان را با قیچی پاره و آن‌ها را افتتاح کند.

- «ستون طنزیم» طنزهایش بسيار بامزه،دوست داشتني و البته خنده‏دار است، اما خوانندگان این ستون حال خندیدن ندارند!!

چاپ شده در "ستون طنزیم" روزنامه ی شهرآرا (روزنامه ی مردم مشهد) ۱۲/۵/۸۹

کسب جام اخلاق؛ در جام ملت‌های 2016

ارژنگ حاتمی

رئيس اتحاديه گوشت گوسفندي مشهد گفت: «مردم نگران افزايش قيمت در ماه رمضان نباشند.»، در همین راستا یکی از آگاهان طنزیمی که خود را جزو اقشار آسیب‌پذیر معرفی می‌کرد و ابراز دلسوزي زيادي نيز براي مردم مي نمودگفت: «چرا‌نگران باشم؟! این یازده ماه گوشت قرمز نخوردم، این یک ماه هم روش!»

همچنین یکی دیگر از آگاهان طنزیمی که خود را جزو طبقه‌ی وسطی یا متوسط یا چیزی توی همین مایه‌ها معرفی کرد، گفت: «دم آقای رئیس گرم که این‌قدر در مورد عدم افزایش قیمت‌ها با اطمینان صحبت می کنند، خب وقتی ایشون می‌گه نگران نباشید، ما هم اصلا نگران نیستیم.»

البته تا یادمان نرفته بگوییم آقای رئیس اتحادیه در ادامه‌ی جمله‌شان گفتند: «مردم نگران افزايش قيمت در ماه رمضان نباشند. با توجه به اقدامات انجام شده، اميدواريم افزايش قيمت نداشته باشيم.» طبق برخی شنیده‌ها، ایشان روی کلمه‌ی «امیدواریم» در جمله‌ی فوق تاکید اکید(!) داشته‌اند!!

 

در همین راستا ما نيز احتمال می‌دهیم در آینده شاهد شنیدن جملات این‌چنینی نیز باشیم:

رئیس فدارسیون فوتبال: از مردم خواهش مي كنيم نگران عدم صعود به جام جهانی 2014 نباشند، فوقش اگر جام جهانی نرفتیم امیداوریم جام اخلاق را در جام ملت‌های 2016 کسب کنیم!

شهردار مشهد: مردم نگران افتتاح قطار شهری نباشند، امیدواریم بالاخره یه روز افتتاح بشه، حالا چه عجله‌ایه؟!

يک مسئول: مردم نگران صف‌های طولانی سی‌ان‌جی نباشند، چون اگر هم باشند هیچ فرقی نمی‌کند، همینه که هست!

 

چاپ شده در روزنامه مردم مشهد شهرآرا ۱۱/۵/۸۹

وقتی ‌مرغ همسایه؛ تخم غاز می‌گذارد!

ارژنگ حاتمی

پس از برگزاری یک جلسه اضطراری، یکی از محققان طنزیمی پیشنهاد داد از این پس به جای اظهارنظرهاي محققان این ستون، از برخی اخبار واقعی استفاده شود. ایشان استدلال نمود که برخی اخبار از اظهارنظرهاي محققان طنزیمی خنده‌دارتر است!
این محقق طنزیمی به عنوان نمونه به اظهارات یکی از اعضاي اتحاديه مرغ تخم‌گذار خراسان رضوي اشاره کرد و گفت: «آخه خنده‌دار نیست که تخم‌مرغ داخلی روی دست مرغدارها مونده باشه، بعد اجازه داده بشه از چین و ترکیه و پاکستان تخم‌مرغ وارد بشه؟!»

در همین راستا یکی دیگر از محققان طنزیمی احتمالات زیر را مطرح نمود:
احتمال اول: برای ایجاد رقابت بین تولیدات مرغ‌ها و جلوگیری از تولید انحصاری تخم‌مرغ(!) و در جهت بالا بردن انگیزه مرغ‌های ایرانی در خصوص تولید تخم‌مرغ با کیفیت بالاتر، این اقدام صورت گرفته است!

احتمال دوم: از آنجا که اصولا مرغ همسایه غاز است، در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت که تخم‌مرغ همسایه هم تخم غاز است و باز هم در نتیجه تخم مرغ خارجی به تخم مرغ داخلی ارجحیت دارد!

یک پیشنهاد: این چینی‌ها مشكل دارن، این همه زحمت می‌کشن و جنس‌هاشون رو ارزون می‌فرستن واسه ما؛ کت و شلوار چینی اومده 35هزار تومن(!) اصولا بهتره ماها استراحت کنیم و واسمون کالاهایی که نیاز داریم رو بیارن، مرغ‌های محترمه هم زیاد سخت نگیرن، ما که می‌دونیم برای هر تخم گذاشتنی چقدر اذیت می‌شن، برن واسه خودشون بگردن، کرم شکار کنن؛ آخه چقدر کار؟! چقدر تخم گذاشتن؟! فعلا تا مرغ‌های چین و پاکستان و... به جای شما زحمت می‌کشن، به خودتون استراحت بدین و خوش بگذرونین!
 
 
چاپ شده در "ستون طنزیم" روزنامه شهرآرا (روزنامه مردم مشهد) ۴/۵/۸۹

سریع دوتا سس فرانسوی بیار اینجا!

ارژنگ حاتمی

در خبرگزای ایسنا می خوانیم كه در شش ماهه ی نخست سال حدود ‌104 میلیون نفر در فرانسه برای تماشای فیلم به سینما رفتند،لازم به یادآوری است كه جمعیت فرانسه چیزی در مایه های 63 میلیون نفر می باشد؛فرانسه

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری علمی: یكی از كارشناسان پس از انجام تحقیقات فراوان و انجام محاسبات پیچیده ی ریاضی كه گفته می شود در آشپزخانه ی خانه شان – كه مجهز به مایكروفر بوده است - انجام گرفته، به نتایج شگفت آمیزی رسید، ایشان گفت:«مردم فرانسه خیلی سینما می روند.»، البته ایشان بعد از كارشناسی های بیشتر و انجام تحقیقات گسترده تر در این خصوص، جمله ی قبلی خود را اصلاح كرد و گفت: «مردم فرانسه خیلی سینما نمی روند، بلكه خیلی خیلی خیلی سینما می روند!»

 

ادامه ی طنز در سایت لوح

تا می توانید آب بنوشید!

ارژنگ حاتمی

اصولا برخی مواقع نمی فهمیم چی به چی است، چندی پیش وزیر بهداشت با اعلام هشدار نسبت به نیترات بالای آب مناطقی از جنوب تهران توصیه کرده بود کودکان و زنان باردار از آب معدنی استفاده کنند، بعد از چند روز وزیر نیرو گفت که آلودگی آب تهران شوی رسانه ها بود!

احتمال: شاید این دو وزیر شماره ی تلفن همراه هم نداشته اند وگرنه حتما وزیر بهداشت قبل از آن اظهار نظرات در مورد آلودگی آب تهران از وزیر نیرو می پرسید!

نتیجه گیری اول: این رسانه ها چه کارهایی که نمی کنند و اصولا چقدر پررو شده اند! قدیم ها هر دفعه بازیکنان پرسپولیس و استقلال در دربی ها به جان هم می افتادند و یا تیم ملی به جام جهانی صعود نمی کرد مقصر اصلی بودند، اما این روزها آب ها را هم آلوده می کنند و شو هم برگذار می کنند!!

نتیجه گیری دوم: اصولا تهرانی هم کمی تا قسمتی سوسول هستند، نیترات که آدم رو نمی کشه، دردراز مدت باعث بیماری می شه، این همه آلودگی ها و امواج مضرر دور و برتون هست، اینم روش!

یک پیشنهاد: چند روز پیش آب برخی از مناطق مشهد تیره بود و مسئول مربوطه گفت «قبل از مصرف جریان را برای مدتی باز بگذارند.»، ما نیز به تهرانی های عزیز پیشنهاد می کنیم قبل از مصرف آب چند ثانیه ای آب را باز بگذارند تا در ابتدا میکروب ها و نیترات های زائد از لوله خارج شوند و سپس از آب استفاده کنند!!

نتیجه گیری پایانی: خوش به حال خودمان که به گفته ی وزیر بهداشت:« گزارشي از نيترات بالاي آب مشهد و خراسان رضوي نداشته ايم.»؛ پس به شهروندان عزیز توصیه می شود تا وقتی که گزارش ها به دست خانم وزیر نرسیده است تا می توانند  آب بنوشند!!

چاپ شده در روزنامه شهرآرا (روزنامه ی مردم مشهد)