غرغرو هم رفت
و يا « حتما ستون آزاد به [ ...] وابسته است!»
غرغروي عزيز هم به همان جايي رفت كه من چهار ماه پيش رفتم، مرزن آباد چالوس براي گذراندن دوران آموزشي خدمت مقدس سربازي؛
يك خاطره مرتبط كه نتيجه گيري اخلاقي هم دارد: در آنجا بايد هر كسي يك مسئوليتي قبول مي كرد، من با رايزني ها و كمي هم پارتي بازي با ديگر دوستان سرباز موفق شدم به تيم نظافت كريدور بپيوندم، مدتي را به اين كار مشغول بودم ولي ارشدمان نامردي كرد و چون خوب بلد نبودم پله ها را طي بكشم زير آبم را زد، بعد از آن به تيم نظافت كلاس ها پيوستم، كه البته اين دومي بسيار راحت تر بود، از اين اتفاق نتيجه گرفتم پارتي بازي كار بدي است و در برخي مواقع به ضرر آدم است!
يك خاطره مرتبط كه نتيجه گيري اخلاقي ندارد: چندي پيش يكي از دوستان از من پرسيد تو چطور هم سرباز هستي و هم مي تواني به فعاليت هاي طنز بپردازي و براي ستون آزاد ویژه نامه چاپ كني؟ منهم به شوخي گفتم: افرادي كه در ستون آزاد قلم مي زنند بعد از گذراندن دو ماه آموزشي به آنان كارت پايان خدمت داده مي شود و سربازي آنها دو ماهه است؛ در كمال تعجب اين دوست باور كرد و گفت: حتما ستون آزاد به [ ...] وابسته است! براي اين دوست عزيز توضيح دادم كه در آزمون كارشناسي ارشد قبول شده ام و براي ادامه تحصيل ترخيص شده ام!
طنزنویس