ارژنگ حاتمي
تعطيلات نوروزي تمام شد و از آنجا كه با اتمام تعطيلات، ديد و بازديدها هم تمام شدند و در نتيجه ديگر خبري از شيريني نيست، تصميم گرفتيم در مورد چند اتفاقي كه در 15روز ابتدايي سال اتفاق افتاد، طنزهايي شيرين بنويسيم تا كامتان شيرين شود.

يك- اولين خبر، خبري معمولي وغير متعجب كننده بود، به طوري كه هر كسي مي توانست پيش بيني كند كه اين اتفاق روي خواهد داد،«شهرام جزايري عرب دستگير شد.»، البته فقط آن افرادي از اين خبر تعجب كردند كه در كودكي به مهد كودك نرفته بودند و نمي دانستند « ما ها كه شب مي خوابيم، آقا پليسه بيداره» و ايضاً نمي دانستند «آقا پليسه زرنگه، با مفسدا مي جنگه»، و به اين ترتيب ثابت شد يك شاعر گمنام كه اتفاقاً طنزنويس هم بود، الكي اين بيت شعر رو نسروده بود:«هر كسي اغفال كنه، بعد بشه متواري، يه روزي دستگير ميشه با گريه و با زاري!»

دو- در آستانه تحويل سال بوديم كه خبري از نوع « يه حالي داده باشيم» و «حالا خبر رو اعلام كن بعد ببينيم چي ميشه» به مردم داده شد، «باشگاه استقلال به ليگ قهرمانان آسيا برگشت»، اين خبر هر چند شتاب زده و بدون پايه و ايضاً اساس ( و شايد هم اثاث) بود، اما اين حسن را داشت كه به مانند برخي شعارهاي تبليغاتي كانديداها ( كانديداهاي مجلس و لاغير!) دل مردم را چند روزي خوش كند.

سه- دممان گرم، كارمان درست است، تنها در اولين روز فروردين 118 ميليون پيام كوتاه موسوم به اس ام اس فرستاده شد، به وسيله اين پيام كوتاه ها يه عالمه پيام تبريك سال نو به همراه شكل ماهي و گل و بلبل و همچنين برخي اشكال نامربوط شبيه به پنج از نوع برعكسش كه عكسش موجود است بين جماعت رد و بدل شد، بسياري كه با هم قهر بودند آشتي كردند، البته بر پايه برخي شايعات برخي افراد كه با هم قهر هم نبودند و حتي همديگر را نمي شناختند، با يكديگر آشتي كردند و سپس آشنا شدند.

چهار- يه عيد ديدني مي رويم و در حال پرتقال خوردن هستيم كه خبر مي رسد به آبهاي كشور ما تجاوز شده است، با خودمان مي گوييم «كار، كار اينگليسي هاست»، اخبار را گوش مي كنيم و مطمئن مي شويم همين طور است، يكي از آنها مي گويد چند ماه است چيزي نخورده و او و خانواده اش گرسنه هستند و به همين خاطر براي ماهيگيري به خليج فارس آمده، چون در آبهاي انگليس ماهيگيري ممنوع است، حرفهايش را باور نمي كنيم، اما براي آنكه نشان دهيم بسيار مهمان نواز هستيم آنان را به ايران مي آوريم و به آنان غذا و ميوه مي دهيم تا بخورند!

پنج- به مانند هر سال 15روز (معادل يك نيم ماه) روزنامه ها تعطيل بودند و سايتهاي خبري هم درست و حسابي به روز نمي شدند، از فوايد اين تعطيلي اين بود كه مردم به جمعه بازار كتاب رفتند و كتاب خريدند و به اين كشف مهم دست يافتند كه براي شيشه پاك كردن و سبزي پيچيدن مي توان از صفحه هاي كتاب هم استفاده نمود، اين كشف بزرگ را به تمام خوانندگان سوسه و ايضاً طنز نويسان اين صفحه تبريك مي گوييم.

- چي ... كامتان شيرين نشد كه هيچ، بلكه مزه هر چه شيريني و شكلات خورده بوديد با اين طنز بي مزه از بين رفت ... باز هم خدايتان را شكر كنيد كه اين بار طنزمان به جاي خنك بودن، بي مزه بود وگرنه سرما مي خورديد!

روزنامه قدس