و يا « به چه علت دايناسورها منقرض شدند؟!»
حتما مي دانيد «فيلتر» چيست، حتما مي دانيد «فيلتر شكن» چيست، حتما مي دانيد خوردن دو وعده ماهي در هفته براي قلب بسيار مفيد است، اما عمراً اگر تاريچه پيدايش «فيلتر» را در جوامع بشري بدانيد!
در روزگاران دور در زماني كه انسانها در غار زندگي مي كردند برخي غارنشينان جوان يكي از دهكده هاي گامبولا بر اثر مصاحبت با دايناسورها اخلاقيات را فراموش كردند و روي تخته سنگ ها شكل هاي نامربوطي كشيدند، هنگاميكه غارنشينان مسن تر اين تصاوير را ديدند بسيار متاثر و متاسف شدند و تصميم گرفتند به آدم خوارها پيغام دهند تا بيايند و جوانان را بخورند؛ به همين منظور خواستند سايت ياهو را باز كنند و به آنها ميل بزنند، كه ديدند اي دل غافل ياهو هم فيلتر شده است! خواستند با موبايل به آدم خوارها خبر دهند كه ديدند موبايل هيچ كدام خط نمي دهد، لذا تصميم گرفتند به آدم خوارها تلفن بزنند كه ناگهان يادشان آمد آنها غارنشين هستند و هنوز تلفن اختراع نشده است! به ناچار شخصي را نزد آدم خوارها فرستادند تا بيايد و جوان هايشان را بخورد كه شخص فرستاده شده هيچ گاه برنگشت و هيچ خبري هم از او نشد ...
غارنشينان سنگ گردي (يه چيزي تو مايه هاي ميز گرد) تشكيل دادند، و كمي آب آناناس و گلابي و پوست هندوانه خورند ( توضيح: غارنشينان هنوز به اين كشف مهم دست نيافته بودند كه آن چيز قرمز داخل هندوانه تخم هندوانه نيست بلكه خود هندوانه است!) و پس از خوردن هاي بسيار به اين نتيجه رسيدند بالاخره حالا اين كاري است كه شده ، در ثاني اگر قرار باشد آدم خوارها بيايند اول از همه آنها را مي خورند، چون گوشت جوانان ديرپز است، لذا تصميم گرفتند لوح هاي سنگي را از بين ببرند و براي پيش گيري از بروز چنين حوادثي در آينده نسل دايناسورها را هم منقرض كنند!
- از آنجا كه لوح هاي سنگي، سنگي بودند و هنوز بولدوزر و ماده منفجره هم اختراع نشده بود و مهمتر از همه اين لوح هاي سنگي نشان دهنده فرهنگ و تمدن آنها بود(!) تصميم گرفتند به جاي از بين بردن لوح ها آنها را در غاري جمع كنند و فيلها را به اين خاطر دم در غار مي گذاشتند كه نگهباني بدهند و نگذارند جوانها بروند داخل غار، كه اين عمل باعث بوجود آمدن كلمات جديدي شد، كه به آنها اشاره مي شود:
1- فيلكر: مقصود از «فيلكر» يك عدد فيل كه كلي كر بوده است ميباشد! آنقدر كر كه به راحتي گول نميخورده و جوانان نمي توانستند به راحتي وارد غار شوند و از تصاوير استفاده و حتي سوء استفاده كنند! براي همين جوانان تصميم گرفتند يك سمعك براي جناب فيلكر بخرند تا حاليش كنند كه چي به چي هست!
2- فيلخُر: مي گويند بعد از مدتي تورم سراغ مردم دهكده گامبولا آمد و سمعك بسيار گران شد، به همين علت هيچ كس حاضر نشد سمعكش را در اختيار جوانان گامبولايي قرار دهد و فيلكر آنقدر دم در ماند كه به دليل نبود سمعك به « خر و پف » افتاد! و جوانان گامبولايي از فرصت استفاده مي كردند.
3- فيلشَر: گامبولايي ها ديدند اينطوري فايده ندارد كه فيل بخوابد و جوانان به راحتي به لوح ها دست پيدا كنند، به همين خاطر به جاي يك فيل خوش خواب، يك عدد فيل پر شر و شور را دم در غار گذاشتند ...
4- فيلتر: گامبولايي ها بعد مدتي با خبر شدند كه آن فيل بيش از حد پر شر و شور بوده و به جاي نگهباني از در غار جوانان گامبولايي را جمع مي كرده و غارپارتي راه مي انداخته!(عجب فيل هايي پيدا مي شوند ها!)، به همين خاطر دور هم جمع شدند تا مخ هايشان را به كار بيندازند و با استفاده از خرد جمعي راهي نو پيدا كنند،در همين حين يكي از آن غارنشينان كه كمي هم چشمهايش كم سو بود به جاي «تخته سنگ» به اشتباه بر روي يك عدد راسو نشست، كه باعث بوجود آمدن حادثه اي شد، با استفاده از اين تجربه جملگي به اين نتيجه رسيدند كه نگهباني دم در غار را به فيلي بد بو بسپارند كه همش [ .............................]
توضيح : خواننده گرامي!دسترسي به ادامه متن امكان پذير نميباشد!!