تبليغاتX
تنظ نوشته های ارژنگ حاتمی - مرغ فداکار

ارژنگ حاتمي

جوجه ها سر سفره ناهار گفتند:«آخرش كبدمون از كار مي افته، چرا بايد هر روز ناهار و شام تخم مرغ بخوريم و حتي يك بار هم يك ناهار درست و حسابي نداشته باشيم؟!»، خروس سرش را پايين انداخت، در چشمان مرغ اشك جمع شد و به فكر فرو رفت ... آنها فردا ناهار مرغ داشتند.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 21:5 توسط ارژنگ حاتمی |