ارژنگ حاتمي
1- به سلامتي دختر نسرين هم به دنيا اومد تا يه مشكل ديگه هم به مشكلات نسرين اضافه بشه وهمچنين با اومدن يك هنرپيشه جديد (منظور بهار خانومه!) كه فقط بلده گريه كنه، ما از اين به بعد شاهد اشك ريختن هاي بيشتري در اين سريال باشيم!
2- اي بابا! بايد به نسرين حق داد كه در ابتدا مي گفت اين بچه من نيست، آخه اين بچه يه جورايي عجيب غريبه و بيشتر به بچه غول ميمونه تا بچه آدميزاد!! آخه مگه ميشه بچه يك روزه هيكل يه بچه شش، هفت ماهه رو داشته باشه، موهاشو مدل دار زده باشه و حتي دو تا دندون هم در آورده باشه؟!! (البته يكي از دوستان هم مي گفت در يكي از سكانس ها ديده بچه النگو هم تو دستاش بوده!!)،اين بچه كه توي چند ساعت به اندازه شش، هفت ماه رشد كرده معلوم نيست يكي دو ماه آينده چقدري ميشه! فكر كنم از همين حالا نسرين بايد به فكر جهاز بهارخانوم هم باشه!
3- اصولا گرفتن سوتي از سريال نرگس آن چنان هم سخت نيست، به عنوان مثال نرگس كه تفريبا نقش محوري سريال رو داره و بايستي الگو باشه و به قول معروف «آدم خوبه»ي سريال است ، بدون اجازه شوهرش (آقا احسان) به شهر مرزي براي پيدا كردن نسرين مي ره! نرگس كه حسابي قاطي كرده حتي در آن شهر مرزي (كه نخواست نامش فاش شود!!) به يك كلانتري هم سر نمي زنه، و حتي با وجود اونكه مي دونه خواهرش در آستانه وضع حمل است حتي به تك بيمارستان اين شهر هم مراجعه نمي كنه و دست از پا درازتر به تهران باز مي گرده!
4- بهروز كه يك پسر بي دست و پا بود تونست به راحتي از مرز رد بشه، و چه بسا اگه نسرين هم بچه دار نبود مي تونست ...شايد هم اسم اون شهر مرزي به اين خاطر گفته نشد كه يه وقت خلافكاران محترم از سريال سوء استفاده نكنند!!
5- از اول تابستون كه سريال نرگس شروع شد يه جورايي دچار بحران كم آبي شديم، تو شهر مشهد كه هفته اي يكي دوبار در روز قطعي آب داريم،كه همه اش تقصير اين نويسنده و كارگردان سريال نرگسه!! آخه يكي نيست بگه شما كه همونجور شلنگ ... ببخشيد لوله آب رو گرفتيد توي سريال، لااقل از آب غيرشرب استفاده كنيد كه ما هم كمبود آب نداشته باشيم ... !
6- ميگن هر سريالي بايد پيامي داشته باشه ، البته از نوع اخلاقي! ما از سريال نرگس نتيجه مي گيريم كه اگر پدر و مادر هر دو طرف با ازدواج مخالف باشند و اين كار صورت بگيرد، خيلي بد مي شود!! و در آينده آقا داماد از باباش دزدي مي كنه، بعد ميره خارج!، مامان عروس خانوم فوت ميشه، عروس خانوم بيماري روحي رواني مي گيره و دپرس مي شه، پدر شوهره هم مي ره از لج همه اين اتفاق ها از دوباره زن مي گيره، تازه اينا كه چيزي نيست، شوهر خواهرعروس رو هم بي گناه زنداني مي كنن ... راستي شما دو سه ميليون پول قرضي نداريد؟؟ يه ماهه پس مي ديم، امر خيره ،آخه واسه نرگس مي خوايم خونه رهن كنيم!
7- بعضي از بينندگان خيلي دوست دارند بدونن آخر اين سريال چي ميشه! خيلي ها هم هنوز هر شب به اين اميد كه يك شبي داستان به جاهاي خوبش مي رسه اين سريال رو نگاه مي كنن(به قول شاعر: چه روياي محالي، خنده ام مي گيرد!)، به هر حال من فكر مي كنم با اين وضعي كه سريال پيش مي ره احتمالا بهروز ايدز مي گيره، نسيرن جزام مي گيره و نرگس هم سل،احسان هم اعدام ميشه، شوكت هم هر روز گردنش كلفت تر ميشه و كركر( وشايد هم هر) مي خنده ... تا حسابي حال بيننده ها گرفته بشه!
8- ميشه از سريال نرگس يك كتاب نوشت! اما چون امروز نوبت قطعي آب محله ماست ،مطلب رو همين جا تموم مي كنم ...در پايان هم از مسئولين صدا و سيما شديدا تقاضا مي كنيم به علت اين همه پربيندگي و آموزندگي اين سريال ،حتما سري جديد اون رو هم به نام «نرگس 2» بسازند!