بازي با مكزيك كه براي ديدنش لحظه شماري مي كرديم رو ديديم،45 دقيقه اول درخشيديم و 45 دقيقه دوم كه به نيمه مربيان شهرت دارد هيچ براي گفتن نداشتيم ...
مطمئناً حال و احوال شما بين دونيمه بازي در مقايسه با زماني كه سوت پايان بازي زده شد از زمين تا آسمون فرق مي كرد، در اين مطلب به مقايسه حالات و گفتگوهاي انجام شده در اين دو بازه زماني پرداخته ام:
1- بين دو نيمه بازي، كارگردان يكي از برنامه هاي ورزشي: به روابط عمومي بگيد برن از هر جايي شده يك كارشناس موافق برانكو پيدا كنند، بايد يه تشكر اساسي ازش بكنيم ...
- پس از اتمام بازي، همان كارگردان: بچه ها سريع برين يكي از منتقداي جدي برانكو رو واسه برنامه امشب بيارين ... يه آشي واسه اين برانكو بپزم!!
2- بين دو نيمه بازي مجري تلويزيوني در گفتگو با يك استاد دانشگاه: شما در مورد اينكه مردم چه طور خوشحاليشون رو كنترل كنند چه راهكارهايي رو پيشنهاد مي كنيد؟
- پس از اتمام بازي، مجري تلويزيوني در گفتگو با يك روانشناس: از نظر شما براي جلوگيري و درمان افسردگي در سطح جامعه بايد چه كارهايي رو انجام بديم؟!
3- بين دو نيمه بازي، ارتباط زنده تلفني ازآلمان (در حاليكه گزارشگر بسيار خوشحال و پر انرژي صحبت مي كند): اي كاش اين استاديوم هفتاد ميليون نفر گنجايش داشت، جاي همه هموطنان در اين استاديوم خاليه ... بچه ها گل كاشتن ... بعد از بازي با برانكو و بازيكنهاي تيم ملي به طور مستقيم مصاحبه مي كنم.
- پس از اتمام بازي همان گزارشگر ( با صدايي خسته كه به سختي شنيده مي شه و هي قطع و وصل مي شه): ها ... چي ميگي ... متوجه سؤال نشدم ... حوصله مصاحبه كردن هم ندارم ... صداتون نمي رسه ... تق! (صداي قطع شدن ارتباط)
4- بين دو نيمه بازي، برانكو خطاب به چلنگر: چلي جون برو در مورد تيم آرژانتين اطلاعات جمع كن، بازي چهارممون با اونهاست ... نگران بعد جام جهاني هم نباش، فكر كنم حالا حالاها تو ايران موندني شديم!
- پس از اتمام بازي، برانكو باز هم خطاب به چلنگر: يادته اون روز گفتي يكي از تيمها مربي نداره و هيچكي حاضر نميشه مربي شون بشه؟ بدو برو تا دير نشده باهاشون يه تماس بگير ببين هنوزم مربي مي خوان يا نه، خودت هم سريعاً زبون مالديوي ياد بگير بيكار نموني!!
5- بين دو نيمه بازي، يكي از بازيكنان تيم فوتبال خطاب به يك بازيكن ديگه: تو مي خواي با پنجاه ميليون تومنت چه كار كني؟
- پس از اتمام بازي، همان بازيكن: حالا جواب هفتاد ميليون دل شكسته رو چي بديم؟!
6- بين دو نيمه بازي، صحبتهاي يك دوست در تماس تلفني با نويسنده مطلب: حال كردي تيم ملي رو، بچه ها عالي بودن، تيموريان كولاك كرد، عمراً مي بريمشون ... دم برانكو گرم.
- پس از اتمام بازي، همان دوست: آخه تا كي طالب لو و عنايتي بايد روي نيمكت ذخيره ها باشن؟ آخه چرا كريمي رو كشيد بيرون؟ دايي هم كه فقط اومده بود هواخوري ... اصلاً اين چه مربي اي است؟!
7- بين دو نيمه بازي، يك كارشناس فوتبال: خيلي خوب بازي كرديم، به اين مي گن بازي شناور، مدافع ما ميره گل مي زنه بعد مهاجم ما مي آد دفاع مي كنه، من به برانكو تبريك مي گم، واقعاً لاولپه (سرمربي مكزيك) شوكه شده و نمي دونه بايد چه كار كنه؟!
- پس از اتمام بازي، همان كارشناس: آخه اين چه فوتباليه؟ هيچكدوم از بازيكنها سر جاي خودشون نيستن ... خوب معلومه وقتي مدافع ما بره گل بزنه و علي دايي بياد دفاع كنه از اين بهتر نمي شه! واقعاً برانكو نمي دونه داره چه كار مي كنه؟!
و اما جمله پاياني: فراموش نكنيم يار دوازدهم، يار سيزدهم، يار چهاردهم و .... يار هفتاد ميليونيم واقعي آن است كه در شكست و پيروزي كنار يازده مرد ديگر باشد... به اميد اين كه ملي پوشان كشورمان يك بازي خوب و زيبا مقابل تيم پرتغال انجام دهند.