|
ارژنگ حاتمي
توي ده شلمرود حسني تک و تنها بود حسني نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه حسني يکي از عناصر بلا بوده که هر جايي بوده، آتش مي سوزانده و با آنکه تنبل تنبلا بوده - با توجه به پذيرش فله اي دانشجو در دانشگاه هاي کشور - توانسته است در دانشگاه ده شلمرود قبول شود و نام دانشجو را يدک بکشد. وي بر اثر ديدن مکرر ماهواره تحت تأثير قرار گرفته و اقدام به زدن تيپ کرده است! و در حالي که خودش فکر مي کرده خيلي خوشگل شده، اما هر کسي او را در کوچه و خيابان مي ديد، مي گفت: موي بلند، ناخن دراز، واه واه واه !!
نه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرد کاکلي هيچکس باهاش رفيق نبود از آنجا که در ده شلمرود جوانان از اين قرتي بازي ها خوششان نمي آمده، در نتيجه حسني هيچ رفيقي نداشته است، گفته مي شود، شعر «سنگ صبور غم هام، به ديدنم بيا که خيلي تنهام» را حسني در همين روزها در اوج روزهاي تنهايي اش سروده است!
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه باباش مي گفت: حسني مياي بريم حموم؟ نه نميام نه نميام سرتو مي خواي اصلاح کني؟ نه نمي خوام نه نمي خوام بالاخره يکي از روزها به طور مهرورزانه اي حسني جلب شده و او را روي سه پايه مي نشانند و برايش توضيح مي دهند، اين تيپي که زده اي، تيپ آدميزادي نيست، و از او مي پرسند؛ آيا اجازه هست موهايش را به طور رايگان برايش اصلاح کنند؟ که ايشان سرتق بازي در آورده و موهايش را کوتاه نمي کند و در نهايت با استفاده از سند يکي از ويلاهاي پدرش به کوچه و خيابان ده شلمرود باز مي گردد!
کره الاغ کدخدا يورتمه مي رفت تو کوچه ها الاغه چرا يورتمه ميري؟ دارم ميرم بار ببرم ديرم شده، عجله دارم برخي از آگاهان معتقدند آي کيوي کره الاغهاي ده شلمرود بسيار بالا بوده که مي توانسته اند بدون راهنمايي صاحبانشان شخصاً مبادرت به امر خطير بار حمل کني بپردازند، از ديگر ويژگي هاي کره الاغهاي ده شلمرود داشتن وجدان کاري بوده است، به طوري که با عجله بار مي برده اند! آگاهان تمام اين خصوصيات مثبت اين الاغهاي شلمرودي را نتيجه وجود دانشگاه در ده شلمرود دانسته اند!
الاغ خوب و نازنين سر در هوا، سم بر زمين يالت بلند و پرمو دمت مثال جارو يه کمي به من سواري ميدي؟ با توجه به آنکه کارت بنزين ماشين حسني تمام شده و وي مي خواسته براي انجام کاري نامعلوم به میدان ده شلمرود برود با تعريف و تمجيد از الاغ مربوطه سعي بر خر کردن وي داشته، به طوري که بتواند از وي سواري مجاني بگيرد، اما همان طور که گفته شد، الاغ مربوطه هنوز کره الاغ بوده و آنقدرها هم خر نبوده است!
- نه که نميدم چرا نميدي؟ واسه اينکه من تميزم پيش همه عزيزم، اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه! البته الاغ مربوطه براي سواري ندادن، قيافه ظاهري حسني را بهانه مي کند، اما طبق اطلاعاتي که از برخي از روستاييان ده شلمرود به دستمان رسيده، به دلايلي نامعلوم الاغ نامبرده به کدخدا هم سواري نمي داده است !
غاز پريد تو استخر تو اردکي يا غازي؟ من غاز خوش زبانم مياي بريم به بازي؟ حسني غاز را اردک خطاب نموده و بدين طريق باب سخن را با ايشان باز مي کند و سپس به وي پيشنهاد مي کند که با هم بازي کنند، شايان ذکر است، تا اين لحظه مشخص نشده است که حسني قصد انجام چه بازي اي را با غاز خوش زبان داشته است !
نه جانم چرا نمياي؟ واسه اينکه من صبح تا غروب ميون آب کنار جو مشغول کار شستشو اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه غاز مربوطه مجبور بوده است براي امرار معاش روزانه، هر روز صبح تا شب اقدام به شستن لباس و ظرفهاي مرفهان بي درد کند، اما با تمام اين همه مشکلات، وي هيچ گاه به پيشنهادهاي بازي کردن با اشخاصي همچون حسني جواب مثبت نداده است.
در وا شد و يه جوجه دويد و اومد تو کوچه جيک جيک کنان گردش زنان اومدو اومد پيش حسني با توجه به اطلاعات به دست آمده، جوجه مربوطه اقدام به خوردن قرص اکس کرده و در حالي که در حال تکان دادن سرش و «جيکس»، «جيکس» کردن بوده است، به نزديکي حسني مي رسد.
جوجه کوچولو کوچول موچولو مياي با من بازي کني؟ مادرش اومد قدقدقدا برو خونتون تو رو به خدا جوجه ريزه ميزه ببين چقد تميزه؟ اما تو چي؟ موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه حسني با توجه به وضعيت جوجه، به وي پيشنهاد بازي کردن مي دهد، اما مادر جوجه در آخرين لحظات به داد جوجه رسيده و مانع از بروز فاجعه اي مي شود، مادر جوجه ضمن تمسخر وضعيت ظاهري حسني، به او اخطار مي کند که ديگر دور و بر جوجه او نپلکد!
حسني با چشم گريون پا شد و اومد تو ميدون: آي فلفلي آي قلقلي مياين با من بازي کنين؟ نه که نميايم چرا نمياين؟ حسني که متوجه شده است، اينجا شهر خودشان نيست، اشک ريزان به ميدان ده مي آيد و در آنجا دوستان قديمي اش را مي بيند و از آنان مي خواهد که بيايند و با او پلي استيشن بازي کنند. اما آنان هم اين پيشنهاد او را قبول نمي کنند.
فلفلي گفت: من و داداشم و بابام و عموم هفته اي دو بار ميريم حموم اما تو چي؟ قلقلي گفت: نگاش کنين موي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واه فلفلي و خانواده اش از جمله افرادي هستند که با مصرف بي رويه آب باعث به وجود آمدن مشکلات کم آبي در شهرها مي شوند. از مسؤولان ذي ربط تقاضا مي شود، با توجه به اعتراف صريح فلفلي به مصرف بي رويه آب، آب خانه ايشان و ايضاً عمويشان قطع شود تا براي آيندگان نيز درس عبرتي باشد.
حسني دويد پيش باباش حسني مياي بريم حموم؟ ميام ميام سرتو مي خواي اصلاح کني؟ مي خوام مي خوام حسني نگو يه دسته گل تر و تميز و تپل مپل به مانند اين فيلمهاي سينمايي و ايضاً سريالهاي آبکي تلويزيون، حسني نيز يکهو متحول مي شود و به حمام مي رود و تمام ژلهاي موي سرش را مي شويد و سپس اقدام به کوتاه کردن موها و ايضاً ناخنهايش مي کند.
الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد کاکلي حلقه زدن دور حسن الاغه مي گفت: اگه کاري نداري بريم الاغ سواري پس از بوجود آمدن تحولات دروني در حسني که منجر به ايجاد تحولات ظاهري در ايشان شد، وي در حالي که به ميدان شهر بازگشت که بسيار از موجودات روستا منتظر بازگشت قهرمانه او بودند.
خروسه مي گفت: قوقولي قوقو قوقولي قوقو هر چي مي خواي فوري بگو مرغه مي گفت: حسني برو تو کوچه بازي بکن با جوجه خروس و مرغ که تحولات دروني و بيروني حسني را مشاهده کردند، به طور ضمني به پيشنهاد قبلي حسني مبني بر بازي کردن با جوجه موافقت نمودند.
غاز مي گفت: حسني بيا با همديگه بريم شنا البته هنوز اين جمله غاز از نظر محققان و آگاهان تأييد نشده بسيار خوب است با توجه به شناختي که از غاز داريم، ايشان هر چه زودتر جمله مذکور خويش را تکذيب کنند.
توي ده شلمرود حسني ديگه تنها نبود با توجه به موارد ذکر شده مي توان نتيجه گرفت تنها دليل پذيرفته شدن حسني در ميان شلمرودي ها، پايبندي اش به فرهنگ شلمرودي بوده است، اميد است شلمرودي ها در برابر دانشجوياني که به دانشگاه ده شان مي آيند کم نياورند و به جاي آنکه خودشان را با اين قرتي ها هماهنگ کنند، همان طور که حسني را اصلاح کردند، منجر به اصلاح باقي آنها هم بشوند.
| توي ده شلمرود حسني براي هميشه تنها شد ... |
|
ارژنگ حاتمی
حسني و داداشش و باباش و عموش هفته اي دوبار حموم مي رفتن، البته حسني دوست داشت خيلي بيشتر از دو بار بره حموم، اما چون از طرف اداره آب بهشون اخطار داده بودن که اگه مصرف آبشون از اين بيشتر بشه، آبشون رو قطع مي کنن، به همين دو بار در هفته حموم رفتن اکتفا کرده بود. حسني ديگه تنبل تنبلا نبود، ناخنهاش کوتاه و موهاش مرتب بودن. حسني اومد توي کوچه تا يه کم از کره الاغ کدخدا سواري بگيره، اما کره الاغ کدخدا برخلاف هميشه ديگه يورتمه نمي رفت، خيلي آروم و آهسته، غمگين و ناراحت داشت راه مي رفت، حسني بهش گفت: با کدخدا حرفت شده؟ حتماً بهت خيلي بار ميده جا به جا کني؟، نکنه خانومت رو فروخته؟! کره الاغ کدخدا هيچي نگفت و رفت. حسني غاز رو ديد، غاز توي چمنها نشسته بود، حسني پرسيد: آهاي اردک، چرا توي استخر بازي نمي کني؟، غاز گفت: اي بابا! تو هنوز بعد اين همه سال متوجه نشدي که من غازم نه اردک؟! بعدش هم باور کن امروز حوصله هيچ کاري رو ندارم ! حسني گفت نکنه آب استخر بهداشتي نيست، غاز گفت: بهداشتي است، اگه تو مي خواي شنا کني، استخر رو پر آب کنم ! حسني گفت: نکنه به شما هم از طرف اداره آب اخطار دادن که آب زياد مصرف نکنين. غاز پاسخ داد: نه من توي اداره آب آشنا دارم، هر چقدر دلم بخواد، مي تونم آبتني کنم، اما امروز اصلاً حوصله هيچ کار رو ندارم. حسني متوجه بغض توي گلوي غاز شد و گفت: باشه اردک، مزاحمت نمي شم، من ميرم ! در باز شد و بيست تا جوجه، آروم و بي صدا اومدن داخل کوچه، حسني به خانم مرغه گفت: ماشاء ا... ماشاء ا... انگار وضعتون خيلي خوبه که با اين اوضاع گروني ها، کلا بي خيال کنترل جمعيت شديد ! خانم مرغه در حالي که گريه مي کرد، گفت: اتفاقاً به خاطر گروني است که مجبور شديم کارخونه جوجه کشي راه بندازيم! از اين بيست تا بايد 18 تاشون رو بفروشيم تا بتونيم خرج خورد و خوراک و تحصيل اون دوتاي ديگه رو جور کنيم ! حسني گفت: پس به همين خاطره که گريه مي کنين؟ ! مرغ پاسخ داد: پس تو خبر نداري؟! حسني گفت از چي؟! مرغ دستپاچه شد و گفت: از هيچي! من بايد برم! کاري نداري؟ ! مرغ رفت و حسني نفهميد علت گريه مرغ چي بوده، جوجه ها هم اونقدر غمگين و ناراحت بودند که حسني اصلاً روش نشد بهشون پيشنهاد بازي کردن بده ! فلفلي و قلقلي با چشم گريون، اومدن توي ميدون، حسني گفت: اي فلفلي، اي قلقلي، نکنه چون کسي با شماها بازي نمي کنه، دارين گريه مي کنين! فلفلي و قلقلي پاسخ حسني رو ندادند و فقط داشتند گريه مي کردند. کم کم کره الاغ کدخدا، غاز، مرغ و خروس و جوجه ها هم اومدن توي ميدون ده شلمرود، همه به حسني يه طوري نگاه مي کردند، نمي دونستن کدومشون بايد اين خبر تلخ رو به حسني بده، نمي دونستن چطوري به حسني بگن همه اونها و ده شلمرود يتيم شدند ... | |