ارژنگ حاتمي
1- بابا و مامان "دارا و سارا" ميآيند. (سايت بازتاب 7/4/85)
- از اونجايي كه هيچ بچه اي حاضر نشد در «خاله بازي» مامان و باباي اين بيچاره ها بشه ، بالاخره مسئولين تصميم گرفتند بابا و مامان اين عروسكها رو هم وارد بازار كنند تا اونها يتيم نمونند. البته فكر كنم اين موجودات اولين موجوداتي هستند كه اول خودشان به دنيا آمدند و بعد پدر و مادرشان!
2- وزير امور اقتصادي و دارايي گفت: افزايش قيمت چند قلم کالا و خدمات به معناي گراني نيست و گزارش بانک مرکزي هم نشان ميدهد که تورم در حال کاهش است و اين به معناي کاهش سطح عمومي قيمتها نيز است. ( سايت بازتاب 12/4/85)
- ما كه نفهميديم اگه افزايش قيمت چند قلم کالا و خدمات به معناي گراني نيست پس به معناي چيه؟ اصلا چه طور ميشه قيمت كالا بالا بره، اما تورم كاهش پيدا كنه و بعد اين كاهش تورم به معناي كاهش سطح عمومي قيمت ها باشه؟ البته وزير اقتصاد به قسمتي از ابهامات ذهن ما پاسخ دادند: « آنچه که از گراني به ذهن مي رسد با آنچه که در اقتصاد به آن گراني گفته مي شود تفاوت دارد.»، احيانا در علم اقتصاد گراني به اين معناست كه مردم پول خريد روزانه يك عدد نان را هم نداشته باشند ... و اصلا از نظر علم اقتصاد گرون شدن سيصد،چهارصد تومني گوشت قرمز چيز مهمي نيست!! عجب علم هايي پيدا ميشن ها!!!
3- زيدان در مصاحبه اي كه به طور مستقيم از تلويزيون فرانسه پخش مي شد، اهانت «ماتراتزي» را علت اصلي حركت خود عنوان كرد. زيدان گفت:« او حرف هاي بسيار ركيكي نسبت به خواهر و مادرم زد. اهانت هاي او آنقدر زشت بود كه نمي توانم آن ها را تكرار كنم.» ، وي در ادامه گفت:«از حركت خود پشيمان نيستم و كاري را كه مي بايست انجام دادم» (روزنامه خراسان 22/4/85)
- تصورش رو بكنيد كه زيدان داوري فوتبال هم بلد بود و در كشورمون يك بازي فوتبال رو قضاوت مي كرد، و خدايي نكرده اشتباها يك پنالتي به نفع تيم ميهمان مي گرفت و تعدادي تماشاگرنما (كه تعدادشون از تماشاگرها بيشتر است!) او را با شعارها و فحش هاشون مورد عنايت قرار مي دادند، اون وقت زيدان چه كار مي كرد؟!
4- وزير رفاه در تشريح سياست دولت براي هدفمند كردت يارانه ها گفت: در حال حاضر هزينه اي كه براي يارانه قند و شكر داده مي شود بايد اصلاح شود و بايد يارانه ها به سمت آذوقه هاي ضروري و مفيد براي سلامت افراد سوق داده شود. وي افزود: ميزان مصرف قند وشكر در كشور از نرم جهاني بالاتر است كه اين مشكل بزرگي است. ( روزنامه همشهري 26/4/85)
- ما از گفته هاي آقاي وزير به كشفيات مهمي مي رسيم از جمله:
1- قند و شكر جزو آذوقه هاي ضروري و مفيد براي سلامت افراد نيستند.
دليل منطقي براي كشف فوق: آخه تا حالا كسي از نخوردن قند و شكر نمرده!!
2- اين موضوع كه مردم كشور ما از نرم جهاني بيشتر قند و شكر مصرف مي كنند مشكل بزرگي است.
دليل منطقي كشف فوق: اين جمله رو آقاي وزير گفتند. (از اين دليل منطقي تر؟!)
3- مهم نيست كه احيانا مصرف شير و گوشت در كشور از نرم جهاني پايينتر است و اصلا اين مورد مشكل بزرگي نيست.
دليل منطقي كشف فوق: آخه هم تا حالا كه كسي از نخوردن گوشت و امثالهم هم نمرده و هم اينگه وزير رفاه در اين مورد چيزي نگفتند!
5- در پي سفر چندي پيش رئيس جمهور به استان خراسان رضوي، و تحويل دهها هزار نامه مردمي، تقريبا همه نامه هاي مردمي براي پاسخگويي به ادارات مربوط ارجاع شده است. نكته تامل برانگيز آنكه تعداد قابل توجهي از نامه هاي مذكور كه حاوي گلايه هاي مردمي از بعضي مديران بوده و در مواردي تخلفات مديران را به رئيس جمهور گزارش كرده است، عينا به مديران مربوط ارجاع شده و سبب بروز مشكلاتي براي نويسندگان نامه ها شده است. (روزنامه قدس 28/4/85)
- اصولا كندن چاه بدون اجازه شهرداري كار درستي نيست، حالا اين چاه مي خواد براي كاشتن درخت باشه و يا براي مدير متخلف، چون كه از قديم گفتن چاه كن هميشه ته چاهه، البته اگر با بولدوزر چاه بكني اوضاع كمي فرق مي كنه!
مسئول وبلاگ: آهاي ... اين نامه كه الان به دستم رسيد رو تو نوشتي؟!! حالا چغولي من و پيش رئيس جمهور مي كني؟! آخه مطالب تو خنك هستن من چه گناهي دارم؟ من كي مطلب هاي قوم و خويشام رو جاي مطلب تو چاپ كردم؟! حالا كه اينجوريه اخراجي!!
ارژنگ حاتمي
عباس رهي(دبير ستاد مركزي نظارت بر ثبتنام دانشآموزان كشور):كمك به مدارس آن هم به صورت داوطلبانه تنها در طول سال تحصيلي صورت ميگيرد.
( خبرگزاري فارس 24/4/85)
* 3 راهكار بسيار جديد براي اخذ كمك هاي داوطلبانه:
از آنجا كه تا كنون هيچ مدير يا ناظم مدرسه اي از راهكارهاي زير براي اخذ داوطلبانه كمك به مدرسه استفاده نكرده است، محققان وبلاگ در همين مكان اقدام به ثبت اين راهكارها به نام خويش مي كنند، بديهي است تمامي مديران مدارس براي هر گونه استفاده از اين راهكارها ملزم به پرداخت حق كپي رايت خواهند بود:
- راهكار كولينايي: بگوييم هر دانش آموزي كه به طور داوطلبانه به مدرسه كمك نكند بايستي مدل موهايش را كولينايي بزند!!
- راهكار انظباطي: به دانش آموزان بگوييم به صورت داوطلبانه پول به جهت كمك به مدارس پرداخت كنند وگرنه نمره انضباط آنها را صفر مي دهيم.
- راهكار امتحاني: به دانش آموزان بگوييم در صورتي كه داوطلبانه به مدرسه كمك نكنيد مانع از ورود شما به جلسه امتحان خواهيم شد!
تذكر جدي: در هنگام استفاده از راهكارهاي فوق حتما بر روي كلمه داوطلبانه تاكيد كنيد!
بازنشستگان كشوري كارت منزلت دريافت مي كنند. (جراید 17/4/85)
ارژنگ حاتمی
چند وقتي است كه اين خبر در روزنامه ها و سايت هاي خبري ديده مي شود، اما فقط صحبت از دادن كارت منزلت به بازنشستگان است و هنوز در مورد موارد استقاده اين كارت و اينكه به چه دردي مي خورند موردي بيان نشده است. به همين علت واحد پيش بيني وبلاگ اقدام به پيش بيني هايي مبني بر موارد استفاده كارت منزلت كرد:
1- در خواستگاري ها : ( اشتباه نشه منظور خواستگاري براي فرزندان بازنشسته هاست.)
- پدر دختر خطاب به خواستگار- پسرم بابات مايه داره؟ ( البته در اكثر مراسم هاي خواستگاري اين سئوال به اين صراحت عنوان نمي شود!)
-خواستگار: نه! اما كارت منزلت داره!
توضيح ضروري: فكر كنم خودتون عكس العمل پدر دختر رو بعد از شنيدم اين حرف مي تونيد حدس بزنيد، پس يهتره به مورد بعدي بپردازيم.
2- درصف شير و نان:
- فرد بازنشسته: آقا من يك بازنشسته هستم كه به تازگي كارت منزلت دريافت كرده ام ... !
- همه افرادي كه در صف هستند: آقا بيا جلو ... شما نمي خواد صف واستي!
3- در هنگام خريد گوشت:
- فرد بازنشسته: آقا گوشت كيلويي چنده؟
- فروشنده: بدون كارت منزلت كيلويي 5000 تومن، با كارت منزلت كيلويي 500 تومن!
4- در بانك:
يك بازنشسته( كه كارت منزلت ندارد): آقا پس اين وام ما چي شد؟ هي امروز و فردا مي كنين!
كارمند بانك: آقا شما تو نوبت هستي، نوبتت بشه واريز مي كنيم!
يك بازنشسته ( در حاليكه كارت منزلتش را به كارمند بانك نشان مي دهد): امروز اومدم درخواست وام كنم.
كارمند بانك در حاليكه شونصد ميليون پول به بازنشته مي دهد: بفرماييد ... تازه بهره ... ببخشيد كارمزد هم نداره ... !
5 – البته گفته مي شه علاوه بر موارد فوق كارت منزلت يك استفاده بسيار مهم ديگر هم دارد، به اين نحو كه مي توان از آن به عنوان در كوزه نيز استفاده كرد و بدين ترتيب مانع از ورود گرد وخاك به داخل آن شد!
ارژنگ حاتمي
محققان وبلاگ در مورد اين موضوع مهم كه چه كار كنيم كه باز هم در مرحله اول جام جهاني حذف نشويم به كشفيات جديدتري رسيدند، طبق اين كشفيات اگر ما اين 6 نكته را در بازيهاي 2010 رعايت كنيم حتما از گروهمان بالا مي آييم. ( البته به شرطي كه قبلش به جام جهاني صعود كرده باشيم!)
1- افزايش يارهاي تيم ملي : از آنجايي كه در سال 2006 يار دوازدهم براي صعود كافي نبود بهتر است از آموزش و پرورش ،وزرات بهداشت و ديگر نهادهاي دولتي و غير دولتي به عنوان يارهاي سيزدهم ،چهاردهم و... استفاده كنيم.
2- تهديد بازيكنها: از اونجا كه پاداش هاي ميليوني و وعده هاي بزرگ بزرگ هيچ تاثيري در انگيزه بازيكنها نداشت بهتره توي جام جهاني 2010 اونها رو تهديد كنيم، اين تهديدها هم بستگي به خود بازيكن ها داره ... مثلا به بعضي هاشون بگيم اگه از گروه بالا نريم بايد موهاتون رو از ته بزنيد و يا اينكه تا 24 ساعت حق ندارن با موبايلشون اس ام اس بفرستن و يا ... اون وقت مي بينين چه جوري بازي مي كنن!!
3- بالا بردن تخصص در زمينه پيوند پا: تا جام 2010 چهار سال فرصت داريم تا به پيشرفتهاي قابل ملاحضه اي در زمينه پيوند پا برسيم و تا اون موقع يك جفت پاي توپ كه بتونن توپ رو بيشتر از 20 متر از دروازه دور كنن واسه روازبان تيم ملي پيدا كنيم، تا لااقل در اين زمينه مشكلي نداشته باشيم!
4- نبردن برخي از كنده ها: آقا درسته كه ميگن دود از كنده بلند ميشه ... مگه نديدين زيدان چه كار كرد؟!! اما اين دليل نمي شه هر چي كنده داريم با خودمون برداريم ببريم آفريقا(محل برگزاري جام 2010) ، آخه بعضي از كنده ها خيلي كندن ، بعضي هاشون هم زيادي دود ميكنن و دودش به جاي اينكه بره توي چشم حريف ميره تو چشم تيم خودي ... اِ آقا چرا حرف تو دهنم ميزاري من كي گفتم علي دايي ؟!! من منظورم اون رونالدوي چاق، كم تحرك و تنبل بود!!
5- منطقي فوتبال بازي كنيم: توي جام 2006 بهمون ثابت شد كه غيرت و تعصب و جنگندگي فقط در مقابل تيم هاي آسيايي كاربرد داره ، و يه جورايي در برابر مكزيك و پرتغال و حتي آنگولا هم جواب نميده! بهتره از اين به بعد به جاي اين چيزها به فكر يك فوتبال منطقي و يك مربي درست حسابي باشيم!
6- شديدا توصيه مي كنيم در سال 2010 براي افزايش روحيه بازيكنان از بردن برخي ملي پوشهاي قديمي خودداري بشه ... خدا رو چي ديدي شايد برخي ملي پوش ها باز هوس كردن برن تو زمين چمن و يكي دو بازي به تعداد بازيهاي ملي شون اضافه كنن،كه در اين صورت هيچ شانسي براي رفتن به مرحله حذفي نداريم!
ارژنگ حاتمي
بالاخره كنكور هم تمام شد، اما شايد برخي داوطلبين آرزو داشتند اصلا كنكوري وجود نداشت تا آنها به راحتي وارد دانشگاه مي شدند، به همين بهانه محققان ستون كه از كمبود سوژه براي تحقيق كردن به شدت رنج مي بردند در مورد اتفاقاتي كه در صورت حذف كنكور به وجود خواهد آمد تحقيق كردند:
الف- بالا رفتن آمار بيكاري ، ساخته شدن سريال هاي آبكي در صدا و سيما، كمبود آب، سوء تغذيه در كودكان و ... : اگر كنكور نبود هيچ كلاس كنكوري هم وجود نداشت و مهمتر از اون ديگه هيچ كسي نمي تونست سالي شونصد دفعه كنكور آزمايشي برگزار كنه و بسياري از افراد بيكار مي شدند، از طرف ديگر به علت تعطيلي كلاس هاي كنكور و نبود كتاب هاي رنگارنگ تست و نكته و ... يه عالمه از آگهي هاي تبليغاتي صدا و سيما هم كم مي شد و در نتيجه صدا و سيما با كمبود بودجه مواجه مي شد و چون پول نداشت براي سريال ها هزينه كنه يا مجبور ميشد تو سريال هاش آب قاطي كنه و با كمبود آب مواجه مي شديم و يا اينكه مجبور ميشد براي جبران كمبود بودجه چيپس و پفك تبليغ كنه كه در اين صورت بچه ها با ديدن اين تبليغات ها بيش از حد هله هوله مي خوردن و سوء تغذيه مي گرفتند.
ب- پايين آمدن سطح علمي دانشگاه ها، بيكاري فارغ التحصيلان و ... : اگر كنكور نبود همه در دانشگاه ها قبول مي شدند، دانشگاه هاي ما شلوغ مي شدند و كيفيت آموزش فداي كميت دانشجو مي شد ... و ما نه مي تونستيم در بعد علمي موفق عمل كنيم و نه در بعد فرهنگي ... و بعد از چهار پنج سال ما يك فرد بدون معلومات كاربردي به جامعه تحويل مي داديم و به علت عدم تناسب در ميزان فارغ التحصيل ها با ظرفيت هاي خالي شغلي بسياري از فارغ التحصيلان دانشگاهي بيكار مي ماندند!
- نتيجه گيري اوليه( شتاب زده): حذف كنكور كار خيلي بديه، حتي بدتر از خاموش نكردن لامپ هاي اضافي در ساعات اوج مصرف برق!
- نتيجه گيري انتهايي (پس از انجام تحقيقات تكميلي): البته بعد انجام تحقيقات تكميلي محققان ستون به اين نتيجه رسيدند با توجه به اينكه ما بدون حذف كنكور تقريبا تمام مشكلات فوق را داريم بهتر است كنكور را حذف كنيم تاهم داوطلبين كنكور زياد اذيت نشوند و هم اينكه تمام اين مشكلات و معضلات را با خيال راحت به گردن حذف كنكور بيندازيم!!