تبليغاتX
تنظ نوشته های ارژنگ حاتمی
٭ ارژنگ حاتمي
از بيست نماينده مورد سؤال قرار گرفته تنها يك نماينده قيمت گوشت را مي دانست! (سايت بازتاب 24/3/85)
نتيجه گيري: بايد به اين ساده زيستي مجلسيان تبريك گفت، كه به علت عدم مصرف گوشت حتي قيمت آن را هم نمي دانند!
- صداي يكي از خوانندگان زير خط فقري: آقا گوشت ديگه چيه؟
- هموني كه ويتامين داره، گرونه و تو سفره كارمندها و معلمها سالي يه بار ديده ميشه (تازه اونم با ميكروسكوپ بايد ببينيش!)، بازم توضيح بدم؟
- همان خواننده: يه چيزايي داره يادم مياد ... هموني كه رنگش قرمز و بعضي از اونا هم خوني ان...
- آره همونه!
- همان خواننده: من شش ماه پيش يكي اش رو خوردم ... خيلي ترش و خوشمزه بود!
-  نه عزيزجان انگاري اشتباه متوجه شدي ... اوني كه شما ميگي پرتقاله!
- همان خواننده: اهه اهه ...
- چي شد چرا داري گريه مي كني؟
- همان خواننده: آخه ياد ضربه "دكو" افتادم ... عجب شوت
خفني زد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 13:21 توسط ارژنگ حاتمی |

٭ ارژنگ حاتمي
بازي با مكزيك كه براي ديدنش لحظه شماري مي كرديم رو ديديم،45 دقيقه اول درخشيديم و 45 دقيقه دوم كه به نيمه مربيان شهرت دارد هيچ براي گفتن نداشتيم ...
مطمئناً حال و احوال شما بين دونيمه بازي در مقايسه با زماني كه سوت پايان بازي زده شد از زمين تا آسمون فرق مي كرد، در اين مطلب به مقايسه حالات و گفتگوهاي انجام شده در اين دو بازه زماني پرداخته ام:
1- بين دو نيمه بازي، كارگردان يكي از برنامه هاي ورزشي: به روابط عمومي بگيد برن از هر جايي شده يك كارشناس موافق برانكو پيدا كنند، بايد يه تشكر اساسي ازش بكنيم ...
- پس از اتمام بازي، همان كارگردان: بچه ها سريع برين يكي از منتقداي جدي برانكو رو واسه برنامه امشب بيارين ... يه آشي واسه اين برانكو بپزم!!
2- بين دو نيمه بازي مجري تلويزيوني در گفتگو با يك استاد دانشگاه: شما در مورد اينكه مردم چه طور خوشحاليشون رو كنترل كنند چه راهكارهايي رو پيشنهاد مي كنيد؟
- پس از اتمام بازي، مجري تلويزيوني در گفتگو با يك روانشناس: از نظر شما براي جلوگيري و درمان افسردگي در سطح جامعه بايد چه كارهايي رو انجام بديم؟!
3- بين دو نيمه بازي، ارتباط زنده تلفني ازآلمان (در حاليكه گزارشگر بسيار خوشحال و پر انرژي صحبت مي كند): اي كاش اين استاديوم هفتاد ميليون نفر گنجايش داشت، جاي همه هموطنان در اين استاديوم خاليه ... بچه ها گل كاشتن ... بعد از بازي با برانكو و بازيكنهاي تيم ملي به طور مستقيم مصاحبه مي كنم.
- پس از اتمام بازي همان گزارشگر ( با صدايي خسته كه به سختي شنيده مي شه و هي قطع و وصل مي شه): ها ... چي ميگي ... متوجه سؤال نشدم ... حوصله مصاحبه كردن هم ندارم ... صداتون نمي رسه ... تق! (صداي قطع شدن ارتباط)
4- بين دو نيمه بازي، برانكو خطاب به چلنگر: چلي جون برو در مورد تيم آرژانتين اطلاعات جمع كن، بازي چهارممون با اونهاست ... نگران بعد جام جهاني هم نباش، فكر كنم حالا حالاها تو ايران موندني شديم!
- پس از اتمام بازي، برانكو باز هم خطاب به چلنگر: يادته اون روز گفتي يكي از تيمها مربي نداره و هيچكي حاضر نميشه مربي شون بشه؟ بدو برو تا دير نشده باهاشون يه تماس بگير ببين هنوزم مربي مي خوان يا نه، خودت هم سريعاً زبون مالديوي ياد بگير بيكار نموني!!
5- بين دو نيمه بازي، يكي از بازيكنان تيم فوتبال خطاب به يك بازيكن ديگه: تو مي خواي با پنجاه ميليون تومنت چه كار كني؟
- پس از اتمام بازي، همان بازيكن: حالا جواب هفتاد ميليون دل شكسته رو چي بديم؟!
6- بين دو نيمه بازي، صحبتهاي يك دوست در تماس تلفني با نويسنده مطلب: حال كردي تيم ملي رو، بچه ها عالي بودن، تيموريان كولاك كرد، عمراً مي بريمشون ... دم برانكو گرم.
- پس از اتمام بازي، همان دوست: آخه تا كي طالب لو و عنايتي بايد روي نيمكت ذخيره ها باشن؟ آخه چرا كريمي رو كشيد بيرون؟ دايي هم كه فقط اومده بود هواخوري ... اصلاً اين چه مربي اي است؟!
7- بين دو نيمه بازي، يك كارشناس فوتبال: خيلي خوب بازي كرديم، به اين مي گن بازي شناور، مدافع ما ميره گل مي زنه بعد مهاجم ما مي آد دفاع مي كنه، من به برانكو تبريك مي گم، واقعاً لاولپه (سرمربي مكزيك) شوكه شده و نمي دونه بايد چه كار كنه؟!
- پس از اتمام بازي، همان كارشناس: آخه اين چه فوتباليه؟ هيچكدوم از بازيكنها سر جاي خودشون نيستن ... خوب معلومه وقتي مدافع ما بره گل بزنه و علي دايي بياد دفاع كنه از اين بهتر نمي شه! واقعاً برانكو نمي دونه داره چه كار مي كنه؟!
و اما جمله پاياني: فراموش نكنيم يار دوازدهم، يار سيزدهم، يار چهاردهم و .... يار هفتاد ميليونيم واقعي آن است كه در شكست و پيروزي كنار يازده مرد ديگر باشد... به اميد اين كه ملي پوشان كشورمان يك بازي خوب و زيبا مقابل تيم پرتغال انجام دهند.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 8:49 توسط ارژنگ حاتمی |

- اگر ان شاا... برديم : براي اينكه بتوانيد به احساسات خودتون بعد از پايان بازي غلبه كنيد هي به خودتون بگيد:  مكزيك كه مال اين حرفها نبود عمرا برزيل رو هم مي زنيم، آره ... بايد خوشحالي كنيم اما نه اونقدر كه همه دنيا بفهمند چقدر خودمون هم از بردن مكزيك تعجب كرديم و يه وقت خيال نكنند كه شانسي اينكار رو كرديم!!

- اگه زبونم لال باختيم: براي جلوگيري از دپرس شدن هي با خودتون تكرار كنيد كه اين بازي هم مثل همه بازيها فقط سه امتياز داشته و روزنامه ها و تلويزيون بيخودي جام جهاني رو حساس كردن!!هدف انجام يه بازي جوانمردانه و زيبا و در نهايت كسب جام اخلاقه ... چون جام اخلاق از جام طلا هم بيشتر ارزش داره! بچه ها خوب بازي كردن و حتما با اين تجربه هايي كه كسب كردن مي تونيم تو جام ملتهاي آسيا با قدرت ظاهر بشيم!

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 19:48 توسط ارژنگ حاتمی |

اول : سلام

دوم: روزنامه ها در تاريخ 17 فروردين نوشته بودن كه رضا عنايتي هم خواننده شده و اولين كاستش تا اوايل ارديبهشت ماه به بازار ميآد ( كه البته هنوز نيومده) ... اون روزا هم روزايي بود كه رضا عنايتي تو هر بازي دوتا دوتا و سه تا سه تا گل مي زد اما اون جورا كه بوش ميومد برانكو نمي خواست دعوتش كنه ... من هم به خاطر همين اتفاقات اين شعر رو نوشتم (البته اگه بشه اسمشو شعر گذاشت) ، و در همون لحظه هاي آخري كه مي خواست چاپ بشه يكي از دوستان گفت كه مطمئنه رضا به تيم ملي دعوت نمي شه و پيشنهاد داد كه اين شعر رو در روزهاي جام جهاني چاپ كنيم و خوب همه موافقت كردن ... اما رضا دعوت شد و مطلب من سوخت شد!!

سوم: الان تعداد بازديد كننده هاي وبلاگ 850 تاست اما كل نظرها رو با هم جمع كني 50 تا هم نمي شه !! واقعا جاي تعجبه ! يا دوستان كمي كم حوصله هستن و نظر نمي دن و يا هم اين شمارشگر خرابه !!

چهارم: اين هم شعر:

 

تيم ملي تو آلمان ......... من تنها تو خونه

اما دل من اونجاست .....خداي من مي دونه

 

اگه بودم من اونجا .... گل مي زدم به مكزيك

به همه ثابت مي شد ... ايران هم داره تكنيك

 

رو اسم من دوباره ..... « برانكو» خط كشيده

گل ها و تكنيكم رو ...... انگار كه نمي ديده

 

چرا منو نبرده ...... چرا تنهام گذاشته

شايد كه بهتر از من ... چند تاي ديگه داشته!!

 

انگار تا روزي كه هست ... تو اين تيم « علي دايي»

جايي نسيتش براي ... « رضا» ي سر طلايي

 

باز هم دستاي پنهان ... كردن كار خودشون

« امير» مي گفت ولي من .....باور نداشتمشون

 

اما با اين وجود هم ... تيم ما خيلي خوبه

بازم ميشه قهرمان .... حريفا رو مي كوبه!!

 

البته تو اين بيت آخر يا شاعر بازي هاي جام جهاني رو با جام ملتهاي آسيا اشتباه گرفته و يا تيم خودمون رو با تيم برزيل!!

 

پنجم: خوب حالا وقت چيه ؟؟! چي؟!! خداحافظي؟!! ... آره اما قبلش يه نظر هم بده!!

ششم: به اميد صعود ايران به مرحله دوم جام جهاني ....

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 9:19 توسط ارژنگ حاتمی |

ارژنگ حاتمی
980 هزار دانشجوي ورودي سال 85 شهريه مي پردازند
جرايد 1/3/85
- همچنين در متن خبر آمده است :" تنها 6 درصد از داوطلبان در دوره روزانه دانشگاه هاي دولتي پذيرفته مي شوند و از پرداخت شهريه معافند در حاليكه 94 درصد ديگر يعني حدود يك ميليون نفر ملزم به پرداخت شهريه هستند."
- اصل سي ام قانون اساسي: دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد.
- نتايج حاصله:
1- براي خودكفايي كشور در زمينه افراد تحصيل كرده ، تنها به 6 درصد پذيرفته شدگان احتياج است و به همين علت تنها تحصيلات عالي براي
6 درصد پذيرفته شدگان رايگان است.
2- ما 94 درصد بيشتر از حد خودكفايي كشور در دانشگاه ها پذيرش
مي كنيم.
3- واقعاً دانشگاه آزاد مظلوم واقع شده و اسمش بد در رفته ... چون از اين يك ميليون دانشجوي پولي تنها 400 هزار نفرش مشتري دانشگاه آزاد هستند و بقيه در دوره هاي پيام نور،شبانه، غيرانتفاعي، جامع علمي كاربردي، فراگير پيام نور و ... پول خرج مي كنند ... ببخشيد درس
مي خوانند!!
- يك پيشنهاد كارشناسي نشده: از اون 6 درصد هم شهريه بگيريم و خيال همه رو راحت كنيم!
- يك سؤال مرتبط: علم بهتر است يا مدرك؟!
جواب: خوب معلومه ثروت بهتره !!
- يك جمله نه چندان حكيمانه: دست به دست هم دهيم به مهر ، همه دانشگاه ها را دانشگاه آزاد كنيم!
4- فايده افزايش ظرفيت پذيرش دانشگاهها به وسيله پولي كردن آنها:
1- كاهش نقدينگي در جامعه و در نتيجه كاهش تورم!!
2- پايين آوردن استرسهاي ناشي از كنكور دادن در جامعه!
با توجه به اينكه معاون وزير علوم نيز گفته اند امسال از هر 3 داوطلب،
2 نفر در دانشگاه ها پذيرفته مي شوند (1/3/85 روزنامه قدس) ، مي توان نتيجه گرفت براي قبولي در دانشگاه ديگر نياز به حبس در خانه و درس خواندن شبانه روزي و حتي داشتن IQ بالا نيست ، در نتيجه ديگر كمتر داوطلبي براي كنكور دادن استرس خواهد داشت.
3- تعطيلي كلاسهاي كنكور بدون مجوز ( و حتي با مجوز) : با توجه به فايده دوم مي توان نتيجه گرفت براي قبولي در دانشگاه نيازي به درس خواندن هم نيست چه برسه به كلاس كنكور و معلم خصوصي و ...
4- بالا بردن كلاس سطح شهر و جامعه : با توجه به افزايش پذيرش در دانشگاه هاي دولتي(البته با اخذ شهريه)، در آينده اي نه چندان دور شاهد خواهيم بود رانندگان، سبزي فروشها، رفتگران و ... همه حداقل يك ليسانس داشته باشند و بدين طريق كلاس شهرهامون بالا مي رود.
صداي يكي از خوانندگان ستون: اي آقا كجاي كاري ... الان من با مدرك فوق ليسانس دارم تراكتهاي تبليغاتي سر چهارراهها پخش مي كنم!
- يك تذكر غير آيين نامه اي :
حداد عادل:" مسأله اي كه وجود دارد اين است كه دانشگاههاي ما
آرام آرام همه پولي مي شوند." (جرايد 1/8/84)
آقاي عادل، متأسفانه بايد بگوييم: دانشگاهها آرام آرام پولي نمي شوند، بلكه تند تند پولي شده اند.

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 10:9 توسط ارژنگ حاتمی |

٭ ارژنگ حاتمي
1- سرمربيSarmorabi : فردي كه مسؤوليت باخت تيم را برعهده دارد، فردي كه در صورت باخت تيم، مسؤوليت توجيه باخت را هم برعهده دارد. برخي توجيهات سر مربيها: زمين كج بود، تماشاگرها بي ادب بودند،داور بي انصاف بود، بازيكنانم بي معرفت بودند، دستهاي پنهاني در كاراست و.....
2- مدير فني :modir fani فردي كه در صورت پيروزي تيم گفته مي شود تيم را او ارنج كرده است و در صورت باخت هيچ گونه تقصيري ندارد ، همه كاره هيچكاره، هيچ كاره همه كاره!
3- داورdavar: فردي كه تماشاگرها خيلي دوستش دارند و به جاي تشويق تيمهاي مورد علاقه شان او را مورد عنايت و توجه قرار
مي دهند، اگر تيمي بازنده شود او را مسبب باخت خود مي داند و اگر بازي مساوي شود هر دو تيم او را سبب نبردن خود مي دانند!
4- تماشاگر:tamashagar زماني بهترينش را داشتيم، افرادي كه نسلشان به سوي انقراض پيش مي رود، در سالهايي دور، به ورزشگاه مي آمدند و تنها تيم مورد علاقه شان را تشويق مي كردند، امروزه برخي از آنها قبل از آمدن به ورزشگاه در گوش خود پنبه قرار مي دهند و برخي ديگر ترجيح مي دهند صداي تلويزيون را بسته و از منزل تماشا كنند.
5- تماشاگر نما:tamashagar nama تعداد بسيار اندكي از تماشاگرها كه بيشتر از نصف تماشاگران را شامل مي شوند! افرادي كه تمام عمرخود را صرف ساختن شعارهاي نا زيبا عليه مربي تيم حريف و داور مي كنند، اين افراد دلسوز، برخي مواقع فكر مي كنند داور و بازيكنان حريف تشنه و دچار كمبود ويتامين هستند و به همين علت ميوه و بطري آب برايشان پرتاب مي كنند، اين افراد مسبب اصلي باخت تيمشان را شيشه هاي اتوبوس مي دانند، برخي از اين افراد براي رهايي از فشارهاي عصبي ناشي از باخت تيمشان اقدام به خوردن صندليهاي اتوبوس مي كنند!
6- دروازه بانdarvazeban: نمونه بارز ناعدالتي در زمين فوتبال. زيرا وي تنها بازيكني است كه حق گرفتن توپ با دست را در زمين فوتبال دارد، عنصري ضد حال كه مانع زدن گل تيم حريف و خوشحالي تماشاگران مي شود.
7- توپtoop :به نوعي جسم كروي از جنس پلاستيك و يا چرم گفته مي شود، برخي از افراد نيز با كشيدن مواد مخدر(ترجيحاًَ گرد نخود) توپ مي شوند، لازم به توضيح است در تمام توپها "باد وجود داشته" و روزي پنچر مي شوند!
8- گل :gool اين عنصر در زمين فوتبال مورد بي مهريها و ستم فراواني قرار گرفته است، به طوريكه در حين بازي فوتبال برخي
بي رحمانه اقدام به زدن آن مي كنند و برخي ديگر مثل (دروازه بانان) حتي آن را مي خورند! متاسفانه تا به امروز هيچ حمايتي از مظلوميت گل در سطح بين الملل انجام گرفته نشده است !
9- آفسايدafsayd: يك نوع تله كه اكثراً افراد چاق و كم تحرك در آن گرفتار مي شوند، اين تله در جهت اشتغالزايي بوجود آمده است، بدين طريق كه دو نفر در كنار خط طولي مي ايستند و هر وقت يك نفر در تله(آفسايد) افتاد علامت مي دهند!
10- بازي جوانمردانه:bazh javan mardane زدن توپ به اوت در هنگامي كه يك بازيكن در روي زمين افتاده ....
11- وقت كشي:vaght kushi بازي ايران ـ بحرين در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2002، عملي كه در آن بازيكنان فوتبال نشان مي دهند از هنر پيشه هاي سينمايي هيچي كم و كسر ندارند.
12- برنامه نود:barname 90 عادل فردوسي پور، مسابقهsms، گفته مي شود برخي داوران شبها با ديدن كابوس اين برنامه از خواب مي پرند، محلي براي كشيدن مو از ماست، ضرب المثل مربوطه: توپ به دست يا دست به توپ مسأله اين است!

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 8:53 توسط ارژنگ حاتمی |

ارژنگ حاتمی
1 - دانشگاه daneshgah : در سال هاي قديم به محل توليد علم گفته مي شد. محل گذراندن اوقات فراغت به شيوه اي با كلاس، نوع آزادش در همه جا قدرت رويش دارد (از جمله سر قله قاف)
2 - استاد ostad :دكتر، مهندس، با كلاس، با سواد، زحمت كش، خوب، شفت آلو، باقلوا و... (آخر ترم نزديك شده و من هم بايد به فكر نمره باشم!)
3 - جزوهjozve :مطالبي كه هر پانزده سال يكبار"up to date" مي شوند، ديكته اي كه هر جلسه يك ساعت بايد دانشجو بنويسد. قانون هاي بدون استفاده در كشور و آينده دانشجو.
4 - امتحان ميان ترم emtehan miyan term :ضد حال وسط ترم، تقلب كردن در آن از تقلب در پايان ترم آسان تر است، برخلاف اسمش دقيقاً در وسط ترم انجام نمي گيرد، امتحاني كه آخر ترم قدر نمره از دست رفته اش را مي فهميد.
5 - امتحان پايان ترم emtehan payan term : عذاب آخر سال، يادآور ضرب المثل "جان كندني را بايد كند" و داستان مورچه اي كه در طول سال براي زمستان دانه جمع مي كرد و ملخ او را مسخره مي كرد!
6 - شب امتحان shab e emtehan : سخت ترين و كوتاه ترين شب سال، شبي كه در آن فرد تصميم مي گيرد از ترم آينده در طول ترم درس بخواند، اما فردايش فراموش مي كند.
7 - تقلب taghalob :نوعي نوشدارو، شمشير دولبه، در صورت نداشتن عرضه توصيه نمي شود، در زمان هاي قديم عموماً روي كف دست يا يك كاغذ كوچك نوشته مي شد. اما امروزه با پيشرفت تكنولوژي به روشهاي ديگر انجام مي شود (كه چون بدآموزي دارد چاپ نمي كنيم!)
8 - دانشجو daneshjoo : متأسفانه معني اين يكي رو بعد از 4 سال حضور مستمر در دانشگاه هنوز نفهميدم!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 18:38 توسط ارژنگ حاتمی |

ارژنگ حاتمي
3 فرش نفيس براي اهدا به حريفان تيم ملي فوتبال ايران در بازيهاي جام جهاني 2006 آلمان بافته شد.
سايت بازتاب 29/2/85
٭ يك سؤال: چرا تيم فوتبال كشورمان تنها 3 فرش با خودش به آلمان مي برد؟
گزينه اول: چون با توجه به وضعيت هواپيماها، در صورت بردن فرش بيشتر احتمال سنگين شدن هواپيما وپيش آمدن برخي حوادث ناگوار وجود دارد!!(همينجوري اش كه يكي در ميون سقوط مي كنن... واي به حال وقتي كه سنگين هم بشن!)
گزينه آخر: چون همين 3 تا كافيه، نكنه توقع داشتيد هفت تا فرش با خودمون ببريم؟!(توضيح:تنها 4 تيمي كه به مرحله فينال و رده بندي جام جهاني مي رسند 7 بازي انجام مي دهند.)
٭ هرگونه ارتباط بين صحبتهاي زير و خبر فوق بشدت تكذيب مي شود:
- قبل از سوت شروع بازي:
كاپيتان تيم الف: اين هديه خدمت شما، قابلتون رو نداره، فقط اگه ميشه (...)!!
كاپيتان تيم ب: دستت درد نكنه، با بچه ها صحبت مي كنم، خيالت راحت باشه.
- بعد از سوت پايان بازي:
كاپيتان تيم الف: نامردا، مگه قول ندادين فقط سه تا گل بزنين؟!حالا كه اينجوري شد يالا برو هديه رو پس بيار!
كاپيتان تيم ب: شرمنده، بچه ها جلو تماشاچيها جوگير شدن...!
٭ 2 فايده دادن فرش به حريفان تيم ملي:
فايده اول: تيم حريف مي فهمه هر چند شايد ما فوتبالمون حرفه اي نباشه، اما فرش بافتنمون حرفه اي است!
فايده دوم: حواس تيم حريف پرت مي شود:
كاپيتان تيم حريف: واي چه فرش قشنگي!!
يكي ديگر از بازيكنان تيم حريف: آره خيلي باحاله...
دروازه بان تيم حريف در حالي كه خود را دوان دوان به وسط زمين مي رساند: چه خبر شده... واي چه جالبه!!
- گل... گل... گل !! (اين هم صداي عادل فردوسي پور بود.)
كاپيتان تيم حريف: اين نامرديه پس Fair play چي مي شه؟بچه ها گولمون زدن...! 
٭٭٭
برانكو:"ليست اصلي يك سورپرايز است و مطمئناً همه را شگفت زده خواهد كرد."، برانكو همچنين تركيب تيم ملي را در جام جهاني يك راز دانست!
جرايد 31/2/85
٭ نتيجه گيري اوليه: با توجه به اين كه برانكو تركيب تيم را راز مي داند مي توان اين گونه نتيجه گيري كرد كه به علت پيشرفت تكنولوژي در سال 2006 ميلادي حتي به مسأله اي كه 70 ميليون نفر هم از آن مطلع هستند راز گفته مي شود!!
٭ يك سؤال: به نظر شما خوانندگان عزيز ستون"صبحانه..."در ليست تيم ملي نام چه افرادي وجود دارد كه باعث شگفتي همه خواهد شد؟
جواب يكي از خوانندگان ستون به سؤال: پله، مارادونا، رونالدو، بكهام، زيدان...
طراح سؤال:دوست عزيز اين چه حرفيه مي زني؟ برو يكم اطلاعات ورزشي ات رو افزايش بده...
جواب يكي ديگر از خوانندگان خردسال ستون كه اتفاقاً به كارتون فوتباليستها هم علاقه وافري دارد: كاكرو، سوباسا، باكي ...
طراح سؤال: ديگه نمي خواد كسي جواب بده! خودم جواب رو مي دم:
در پاسخ به سؤال مذكور دو احتمال وجود دارد:
احتمال اول: آقاي برانكو مي خواستند بگويند به علت نبود برخي اسامي در ليست اصلي همه شگفت زده خواهند شد، كه اشتباهي گفته اند به علت وجود برخي اسامي همه شگفت زده مي شوند!
احتمال دوم: آقاي برانكو يا معني "شگفت زده" را به درستي نمي داند و يا معني "همه" را!(شايد هم مشكل از چلنگر باشه!!)
٭خواهش يكي از بيماران قلبي: آقاي برانكو من جنبه اين همه شگفت زدگي رو ندارم... قلبم ضعيفه... لطفاً همون 11 نفر هميشگي رو به ميدون بفرست!
٭٭٭
دادكان: در صورت صعود ايران به مرحله دوم جام جهاني به هر كدام از ملي پوشان 50 ميليون پاداش داده مي شود.
جرايد 31/2/85
نكته ابتدايي: البته منظور از ملي پوشان همانهايي هستند كه به آلمان رفتند، يار دوازدهم و سيزدهم و... شونصدم تيم ملي خودشان را براي دريافت جايزه اميدوار نكنند.
نكته انتهايي: مطمئن هستيم ملي پوشان با قدرت و غيرت تمام سعي خود را براي راهيابي به مرحله دوم جام جهاني مي كنند... البته نه به خاطر 50 ميليون تومان... بلكه به خاطر 70 ميليون دل عاشق ايراني.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 18:31 توسط ارژنگ حاتمی |