ارژنگ حاتمی
اصولا از قدیم شنیده بودیم پرحرفی کار درستی نیست و انسان بایستی کم بگوید و گزیده، چون در! اما از آنجا که در هر موردی استثنائاتی نیز وجود دارد، در مورد کمحرفی نیز چنین است و برخی مواقع بایستی یک عالمه حرف زد، زیرا که کمحرفها جریمه میشوند!
در همین راستا تشکر میکنیم از مدیرعامل شرکت مخابرات ایران که در خصوص نرخ مکالمات تلفن ثابت گفت: «برای مشترکانی که صورتحساب کمتر از 3 هزار تومان دارند امکان افزایش تعرفه وجود دارد!»
یکی از کارشناسان ورزشی طنزیمی در دفاع از این گفته آقای مدیرعامل گفت: «با افزایش تعرفه مشترکان کمحرف، فرهنگ پرچانگی(!) نهادینه میشود و افراد با صحبتکردنهای مداوم، باعث تقویت عضلات فک خود میشوند! این امر باعث میشود از این پس در مشاجرهها - و مخصوصا مشاجرههای خانوادگی- هیچ یک از دو طرف کم نیاورند و ساعتها حرف بزنند و بدین طریق شاهد خواهیم بود کانونهای خانواده روزبهروز گرمتر میگردد!»
همچنين نايبرئیس هیئتمدیره شرکت مخابرات ایران گفته: «با خصوصیسازی مخابرات، دولت امسال سه برابر سال گذشته از محل مخابرات درآمد کسب کرد.»، در همین راستا امیدواریم با عملی شدن این قانونهای مندرآوردی(!) و افزایش تعرفههای مشترکان کمحرف، درآمد دولت شونصد برابر هم بشود!
به همین منظور، برای بیشتر شدن درآمدهای مخابرات پیشنهاد میکنیم در خصوص تلفن همراه نیز قوانینی به شرح زیر تصویب کنند:
سوزاندن سیمکارتهای تلفن همراهی که کم پیامک میزنند!
قطع کردن آب و برق و گاز مشترکانی که با تلفن همراه کم صحبت میکنند!
ندادن یارانهی نقدی به آن دسته از مشترکانی که با تلفن همراه خود کم از اینترنت استفاده میکنند!
چاپ شده در روزنامه شهرآرا (روزنامه مردم مشهد) ۱۶/۶/۸۹
ارژنگ حاتمی
همواره در مقابله با مشکلات بایستی با روحیه عمل کنیم و اعتمادبهنفس خودمون رو از دست ندیم؛ در همین راستا سعیدلو (رئیس سازمان تربیت بدنی) گفت:«نمره من 20 است!»، شنیده میشود ایشان هر روز صبح چند دقیقهای روبهروی آینه ایستاده و خطاب به شخص داخل آینه میگویند: «تو خودت نمرهی بیستی، تو مثل هیچکسی نیستی!» و در همین راستای پخش و پلا کردن انرژی مثبت، وزیر بهداشت هم گفتند: «دریافت زیرمیزی در بخش دولتی صحت ندارد.»
خوش بهحال کودکانی که این روزها به مدرسه میروند؛ نه به این خاطر که خیلیهایشان این روزها با سرویس به مدرسه میروند و نه حتی به این خاطر که در مدرسه به آنها شیر رایگان داده میشود، بلکه به این دلیل که در روزگاری تحصیل میکنند که دولت خیلی با حالی بر سرکار است و کلا از تعطیلی و تعطیلکردن استقبال میکند؛ به عنوان آخرین نمونه ثمره هاشمی (دستیار ارشد رئیسجمهور) گفت: دولت از افزایش تعطیلات عید فطر استقبال میکند!
در همین راستا یکی از کارشناسان طنزیمی پیشنهاد داد، با توجه به اینکه از 14 فروردین تا اول تابستان بین تعطیلین محسوب میشود، مدارس را در این روزها هم تعطیل نماییم!
رئیس کل بانک مرکزی گفت:«پول درشت، دليل بيارزشي پول نيست.» در همین راستا بیان میداریم پول درشت نشانهی بالا رفتن سطح رفاه مردم است، زیرا آنها آنقدر پول دارند که اگر پولهایشان درشت نباشد، در جیبشان جا نمیشود! به عنوان مثال، هیچ میدانید مثلا اگر 10هزار تومانی اختراع نمیشد(!) یک معلم برای گرفتن حقوق ماهیانهاش با چه مشکلاتی روبهرو میشد؟! همواره بایستی با وانت به یک بانک میرفت تا بتواند حقوقش را به خانه ببرد!!
چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۸/۶/۸۹)
ارژنگ حاتمی
چندی پیش در ستون طنزیم پیشنهاد داده بودیم همانطور که قرار است برای اجاره خانه کف و سقف تعیین شود، برای مهریه هم سقف گذاشته شود، با کمال تعجب باخبر شدیم چند روز پیش این پیشنهاد عملی شده است و مهريه متعارف تا سقف 10 ميليون تومان تعيين شده است. در همین راستا تشکر ميکنیم از نمایندگان مجلس که آنان نیز از خوانندگان ثابت «ستون طنزیم» هستند و امیدواریم به باقی پیشنهادات ما نیز جامهی عمل پوشانده شود! در همین راستا یکی از کارشناسان طنزیمی گفت:«ارزونتر حساب ميکردین مشتری ميشدیم!»
و یک خبر خوش هم برای زندانیهای محترم. رئیس سازمان زندانها گفت: «عمليات احداث زندان جديد مشهد از سال آينده آغاز ميشود»؛ در همین راستا و در راستای مطالبی که چند خط بالاتر عنوان شد، یکی از کارشناسان طنزیمی پیشنهاد داد از این پس علاوه بر «وام ازدواج»، «وام مهریه» نیز پرداخت گردد تا شاهد ساخته شدن زندانهای جدیدتری نباشیم! این کارشناس همچنین گفت: «حالا اگه به جای 10میلیون، 15 میلیون وام دادین که یه چیزی هم واسه خودمون تهش بمونه خیلی بیشتر ممنون ميشیم!»؛ لازم به ذکر است یکی از مسئولان خطاب به این کارشناس گفت: «رو در وایستی نکن! چیز دیگهای هم ميخوای بگو!»
چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۷/۶/۸۹)
ارژنگ حاتمي
آيا يکي از آرزوهاي شما اين است که عکستان بر روي جلد يک نشريه(البته از نوع زردش) چاپ شود؟! اگر اين گونه است با ما همراه باشيد؛
اصولاً به تعداد نشريات زرد راه است براي چاپ تصويرتان بر روي صفحه اول؛ اما همين ابتدا بگوييم هيچ کدام از اين راهها از درس و تحصيلات نمي گذرد، اصولا فوق ليسانس و دکترا که هيچ، اگر انيشتين هم شويد، هيچ نشريه اي تصويرتان را نمي چاپد!
راه اول- بازيگر شويد؛ در اين مورد بايد آقايان هر چه بيشتر سعي کنند شبيه خانمها شوند، بلند کردن ناخن و مو، برداشتن ابرو و ... کلا هر کاري که به ذهنتان مي رسد را انجام دهيد!
خانمهاي محترم نيز به خاطر داشته باشند که عمل کردن بيني در اين مورد شرطي لازم است اما کافي نيست و بايد در زمينه هاي ديگر نيز با عمل، بدون عمل و يا هر طور ديگري که خودشان صلاح مي دانند، توانايي هايشان را بالا ببرند!
راه دوم- فوتباليست شويد؛ براي بالا بردن شانستان بايد تا مي توانيد حرف بزنيد، حرف هايتان بايد ضد و نقيض باشد، مدام خودتان حرفهاي خودتان را تکذيب کنيد، يکبار بگوييد از نيمکت نشيني خسته شده ايد و يکبار ديگر بگوييد حرف حرف مربي است و مطيع او هستيد !
هر چه خاص تر باشيد، بيشتر جلب توجه مي کنيد، به خودتان برق وصل کنيد تا موهايتان سيخ سيخ شود، خودتان زير آب خودتان را بزنيد، شايعه کنيد دوپينگي هستيد تا منشوري تان کنند؛ تا بدين ترتيب بيشتر مورد توجه نشريات باشيد!
راه سوم- خوشگل و با نمک بودن؛ ما نمي دانيم شما چند سالتان است، اما اگر زير دو سه سال سن داريد لازم است خوشگل و با نمک باشيد، برخي نشريات هستند که عکس کودکان را روي جلدشان مي زنند ... آهان تا يادمان نرفته است بگوييم که خوشگل و با نمک بودن در اين مورد شرط لازم است و شرط کافي قوم و خويش بودن با سردبير و يا آبدارچي نشريه مذکور است!
راه چهارم- خواننده شويد؛ با توجه به اينکه هر کسي از مادرش قهر کند مي رود و خواننده مي شود و باز هم با توجه اينکه در حال حاضر اختلافها بين مادرها و فرزندان به دليل شکاف بين نسل ها افزايش پيدا کرده است تعداد خواننده ها به صورت تصاعدي افزايش يافته است(! ) در نتيجه شما براي چاپ تصويرتان بر روي جلد نشريه بايد يک خواننده متفاوت باشيد، ديگر دوران خواندن داخل لوله بخاري گذشته است، سعي کنيد به جاي شعر از معر استفاده کنيد و هرگز چيزهايي که مي خوانيد قافيه مافيه نداشته باشند، تيپتان هم هرچقدر شلخته تر باشد، شانستان براي روي جلد رفتن بيشتر است!
راه پنجم- شرکت در مسابقات زيبايي اندام؛ مي دانيم حال و حوصله ورزش کردن نداريد، بهتر است هفت هشت ده تايي از اين آمپول هاي هورموني استفاده کنيد، زياد هم فرق نمي کند هورمون اسب باشد يا گوريل و خرس و ...، اينهم که مي گويند اين آمپول ها عوارض دارد، همه اش حرف مفت است، فقط و فقط کبد و کليه هايتان از کار مي افتد!
راه ششم- جرم و جنايتهاي خفن؛ درست است که بعدش به دست قانون مي افتيد و حالتان داخل قوطي مي شود اما شما به هدفتان که همانا چاپ شدن عکستان بر روي مجله است خواهيد رسيد؛ از آموزش نحوه جرم و جنايتهاي خفن هم به دليل بدآموزي داشتن(! ) بشدت معذوريم!!
البته راههاي ديگري نيز براي چاپيدن عکستان بر روي جلد نشريات زرد هست که به دليل کمبود جا به همين شش مورد قناعت مي کنيم. فقط يادتان باشد وقتي عکستان را بر روي صفحه اول مجلات چاپ کردند و مشهور شديد به ياد بياوريد که چه کسي عامل موفقيت شما بوده است و حداقل يک امضا هم به ما که شما را راهنمايي کرديم بدهيد تا با آن امضا جلوي دوستانمان پز بدهيم!
چاپ شده در روزنامه قدس (۴/۶/۸۹)
ارژنگ حاتمی
چندی پیش تحقیقات در خصوص علت بالا رفتن نرخ بیکاری آغاز شد و بعد از تحقیقات گسترده، عدم داشتن حال در بیکاران به عنوان مقصر اصلی بالا رفتن نرخ بیکاری عنوان شد! وزیر کار در این خصوص گفت: «بیکاران حال کار کردن ندارند!» اما با اظهارنظر وزیر تعاون در این خصوص که گفت: «برخلاف آنچه گفته شده است، مردم حال کارکردن دارند.» این تحقیقات وارد فاز جدیدتری شد و با تحقیقات بیشتر در این زمینه، وزیر کار در اظهار نظر جدیدتری گفت: «ورود فارغالتحصيلان به بازار كار، علت اصلي افزايش نرخ بيكاري است.»
در همین راستا و ضمن محکوم کردن استادانانی که به دانشجویان نمره قبولی میدهند و آنان را روانه بازارکار میکنند، عنوان میکنیم؛ برای پایین آمدن نرخ بیکاری ما بایستی به هر طریق ممکن سعی کنیم فارغالتحصیلان هر چه دیرتر (و یا اگر بشود اصلا) پایشان به بازارکار نرسد؛ در همین راستا پیشنهادات زیر ارائه میگردد:
یک- همانطور که در حال حاضر به طور فلهای دانشجوی مقطع کاردانی و کارشناسی گرفته میشود، بهطوری که به گفته مسئولان در حال حاضر 200هزار صندلی خالی در دانشگاهها وجود دارد، پیشنهاد میشود در مقاطع دیگر همچون کارشناسی ارشد و دکترا هم همین روند فلهای پذیرش انجام شود، بدین طریق ورود افراد به بازارکار هفتهشت سالی به تاخیر میافتد!
دو- به اساتید بگوییم به دانشجویان نمره ندهند و دانشجویان تا آخر عمرشان دانشجو بمانند و یا اینکه طول دوران لیسانس را به جای هشت ترم، هشتصد ترم کنیم! بدین طریق فارغالتحصیلی نخواهیم داشت که بيكار باشد!
سه- به جای اینکه خدمت سربازی را کاهش دهیم، آن را افزایش دهیم، حتی میتوان دوران آموزشی سربازی را آنقدر خفن برگزار کرد که تعداد خیلی کمی از سربازان بتوانند آن را به پایان برسانند.
در پایان ابراز شادمانی میکنیم از این بابت که در استانی زندگی میکنیم که نرخ بیکاریاش 8/11 است، البته علت اصلی شادمان بودنمان این است که این نرخ بیکاری نسبت به نرخ بیکاری در کشور 8/2کمتر میباشد!
چاپ شده در روزنامه شهرآرا (۳۰/۵/۸۹)